دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۶۹

سلمان ساوجی
ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟ وین وعده و انتظار تا کی باشد؟
گویند که آخرین دوا کی باشد راضی شدم آخر آن دوا کی باشد؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده حال و هوای دلتنگی و بی‌قراری عاشق در مسیر انتظار است. شاعر با لحنی گلایه‌آمیز، از طولانی شدن دوره فراق و وعده‌های بی‌پایان به ستوه آمده و مشتاقانه در پی رهایی از رنج است.

در این کلام، بن‌مایه اصلی، پرسش از زمان وصال و پایان یافتنِ انتظار است؛ گویی عاشق در برزخ میان امید و ناامیدی گرفتار شده و در پیِ روزنه‌ای برای رسیدن به درمانِ نهاییِ دردهای خویش است.

معنای روان

ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟ وین وعده و انتظار تا کی باشد؟

ای بزرگوار، چه زمانی درمانِ دردهای ما فرا می‌رسد؟

نکته ادبی: خواجه در اینجا به معنای سرور و مرشد است که مورد خطاب قرار گرفته تا گره از کار فرو‌بسته عاشق بگشاید.

گویند که آخرین دوا کی باشد راضی شدم آخر آن دوا کی باشد؟

این قول و قرارها و چشم‌به‌راه بودن تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟

نکته ادبی: تا کی کنایه از بی‌تابی و خستگی از طولانی شدنِ زمان فراق است و نشان‌دهنده به ستوه آمدنِ عاشق از انتظار.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری کی باشد؟

پرسش‌هایی که نه برای دانستن زمان دقیق، بلکه برای بیانِ بی‌قراری و شدتِ انتظار مطرح شده‌اند.

واژه‌آرایی دوا و کی باشد

تکرار این واژگان بر محوریتِ موضوعِ درمان و تاکید بر پرسشِ همیشگیِ شاعر دلالت دارد.

کنایه تا کی

کنایه از طولانی شدنِ رنج و به پایان رسیدنِ طاقت و صبرِ عاشق در انتظارِ وصال.