دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۶۸

سلمان ساوجی
سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند سرمایه روز و روزگارت بردند
بعد از همه چیز داشتی وقتی خوش آن وقت خوشت نیز به غارت بردند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از خسران و از دست رفتن دارایی‌های مادی و معنوی را به تصویر می‌کشند. شاعر با لحنی سوگوارانه بیان می‌کند که چگونه از یک فرد، نه تنها ثروت و امکانات زندگی، بلکه فرصت‌های زیستن و در نهایت تنها سرمایه‌ی باقی‌مانده، یعنی آرامشِ درون و لحظات خوش، ربوده شده است.

تم اصلی اثر، بی‌رحمیِ روزگار در سلبِ تمامِ داشته‌های یک انسان است؛ به‌گونه‌ای که حتی پس از تهیدستی، همان اندک دلخوشیِ باقی‌مانده نیز از او دریغ می‌شود.

معنای روان

سلمان، زر و اسب و کار و بارت بردند سرمایه روز و روزگارت بردند

ای سلمان، ثروت، اسب و ابزار کسب‌وکار تو را از دستت گرفتند و سرمایه‌ی روزگار و فرصت‌های عمرت را نیز به یغما بردند.

نکته ادبی: کار و بار ترکیبی است که در آن بار به عنوان اتباع برای تقویت معنایِ کلیِ کار و فعالیت‌های معیشتی آمده است.

بعد از همه چیز داشتی وقتی خوش آن وقت خوشت نیز به غارت بردند

پس از آنکه همه‌ی دارایی‌های مادی‌ات از بین رفت، تنها لحظاتی از آرامش و خوشی برایت باقی مانده بود که آن را هم با بی‌رحمی از تو ربودند.

نکته ادبی: استفاده از واژه‌ی غارت برای یک مفهوم ذهنی و انتزاعی همچون وقت خوش، استعاره‌ای است که بر شدتِ اندوه و اجبارِ از دست رفتنِ آن دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر زر، اسب، کار و بار

جمع‌آوری واژگانی که در یک حوزه‌ی معنایی (ابزار و دارایی‌های مادی) قرار دارند.

استعاره غارت

تشبیه از دست دادنِ لحظات خوش به اموالِ ربوده‌شده در یک تهاجم، برای نشان دادن شدتِ تلخی این واقعه.

تکرار بردند

تکرار فعل در پایان مصرع‌ها برای تأکید بر استمرار و قطعی بودنِ این تاراج و خسران.