دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۶۷

سلمان ساوجی
... م که همیشه آب خود می ریزد افتاده ز پا، وز آن نمی پرهیزد
بر پای کنش به دست خویش از سر لطف ای یار، که از دست تو برمی خیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضای اندوهناک و توصیفِ حالِ کسی را به تصویر می‌کشند که در ورطه‌ی ضعف و فرسودگی گرفتار آمده و توان برخاستن ندارد. شاعر با نگاهی دلسوزانه، وضعیتِ ناپایدارِ این شخص را ترسیم می‌کند.

در بخش دوم، لحنِ شعر به سوی استغاثه و دعوت تغییر می‌کند. شاعر از مخاطب (یار) می‌خواهد تا با شفقت و دستگیری، این افتاده را یاری دهد، چرا که احیای دوباره‌ی او تنها در گروی اراده و نگاهِ مهرآمیزِ آن یار است.

معنای روان

... م که همیشه آب خود می ریزد افتاده ز پا، وز آن نمی پرهیزد

کسی که همواره در حالِ هدر دادنِ قوای وجودی و سرمایه‌های خود است و از شدتِ خستگی از پا افتاده، با این حال تلاشی برای پرهیز از این فرسودگی نمی‌کند.

نکته ادبی: آب خود ریختن در این بافتار کنایه از تباه کردنِ فرصت‌ها و توانایی‌هاست و افتاده ز پا نیز استعاره از درماندگی و ناتوانی مطلق است.

بر پای کنش به دست خویش از سر لطف ای یار، که از دست تو برمی خیزد

ای دوست، با دستانِ پرمهرِ خود او را یاری کن و به پا دار، چرا که تنها تو قدرت و تواناییِ نجاتِ او از این وضعیت را داری.

نکته ادبی: بر پای کردن به معنایِ سرپا کردن و یاری رساندن است و عبارتِ از دست تو برمی‌خیزد تأکیدی بر این است که اصلاحِ کارِ او تنها به دستِ یار ممکن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه افتاده ز پا

به معنای درمانده شدن و از دست دادنِ توانایی‌های جسمی یا روحی.

استعاره آب خود ریختن

تمثیلی برای هدر دادنِ بی‌حاصلِ فرصت‌ها و انرژی حیاتی.

تکرار دست

استفاده از واژه دست در دو معنی (دستانِ فیزیکی و تواناییِ انجام کار) برای ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر قدرتِ یار.