دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۶۳

سلمان ساوجی
هر لحظه ز من ناله نو می خیزد پیری ز تنم خرابه ای انگیزد
پوسیده شدست خانه آب و گلم هر جه که نهم دست فرو می ریزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی سوگناک و عمیق، فرسودگی جسم و زوال تن را در آستانه پیری به تصویر می‌کشد. او پیکر انسان را که از آب و گل سرشته شده، به خانه‌ای مخروبه تشبیه می‌کند که هر لحظه رو به ویرانی است و تاب تحمل فشار ایام را ندارد.

مفهوم اصلی این سروده، حسرت و درک ناگزیری پایان عمر است؛ دردی که از ناتوانی جسم و کهولت سن ناشی می‌شود و آدمی را به این باور می‌رساند که با گذشت زمان، بنیاد وجودی انسان سست شده و به سمت نیستی و فروپاشی پیش می‌رود.

معنای روان

هر لحظه ز من ناله نو می خیزد پیری ز تنم خرابه ای انگیزد

در هر لحظه، فریاد و ناله‌ای تازه از وجودم برمی‌خیزد؛ چرا که پیری و کهولت، تنِ مرا به ویرانه‌ای مبدل ساخته و آن را به سوی اضمحلال می‌برد.

نکته ادبی: استعاره «خرابه» برای پیکرِ پیری، نشان‌دهنده از دست رفتن استحکام و زیبایی جوانی است که اکنون به تلی از ویرانی بدل شده.

پوسیده شدست خانه آب و گلم هر جه که نهم دست فرو می ریزد

جسم من که از آب و گل (خاک) آفریده شده، اکنون فرسوده و پوسیده گشته است؛ به گونه‌ای که هر عضوی را لمس می‌کنم یا به هر جای آن تکیه می‌کنم، از هم فرو می‌پاشد.

نکته ادبی: عبارت «خانه آب و گل» ترکیبی استعاری برای اشاره به پیکرِ خاکی انسان است که ریشه در باورهای عرفانی و ادبیِ خلقت انسان دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرابه

تشبیه پیکرِ پیر و فرسوده به خانه‌ای مخروبه که هر آن ممکن است فرو بریزد.

نماد خانه آب و گل

اشاره به بدن انسان که از آب و خاک سرشته شده و فانی بودن آن را نشان می‌دهد.

مبالغه هر چه که نهم دست فرو می ریزد

بزرگ‌نمایی در ناتوانی جسم برای تأکید بر نهایتِ پیری و فرسودگی.