دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۵۸

سلمان ساوجی
آن را که می و مطرب دلکش باشد در موسم گل چرا مشوش باشد
گل نیست دمی بی می و مطرب خالی ز آنروی همیشه وقت گل خوش باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به غنیمت شمردن فرصت در فصل بهار و پیوند ناگسستنی میان زیبایی طبیعت و نشاطِ جان می‌پردازد. شاعر با نگاهی پرسشگرانه، غم و اندوه را در روزگار شکوفایی گل‌ها بی‌معنا می‌داند و معتقد است که همراهیِ عیش و زیبایی، مجالی برای افسردگی باقی نمی‌گذارد.

فضای حاکم بر این سخن، سرشار از امید و دعوت به شادخواری و لذت بردن از لحظاتِ گذرایِ عمر است که با تمسک به نمادهای بهاری تصویر شده است.

معنای روان

آن را که می و مطرب دلکش باشد در موسم گل چرا مشوش باشد

کسی که در فصل بهار، شراب و ساز و آوازِ دل‌انگیز در اختیار دارد، چرا باید دچار نگرانی و آشفتگی خاطر باشد؟

نکته ادبی: واژه "مشوش" در متون کهن به معنای آشفته و پریشان‌حال است و در اینجا برای پرسشِ تأکیدی (استفهام انکاری) به کار رفته است.

گل نیست دمی بی می و مطرب خالی ز آنروی همیشه وقت گل خوش باشد

گل‌ها هیچ‌گاه حتی برای لحظه‌ای از شادمانی (نمادین: می و مطرب) بی‌بهره نیستند، و به همین دلیل است که همیشه فصلِ رویش و شکوفایی گل‌ها، دل‌پذیر و خوشایند است.

نکته ادبی: در این بیت، شاعر با نگاهی شاعرانه، "نشاط" را به "گل" نسبت داده است که نوعی نگاه لطیف عرفانی یا ادبی به طبیعت محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چرا مشوش باشد

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر بی‌دلیل بودن غم در فصل بهار به کار رفته است.

تشخیص (جان‌بخشی) گل نیست دمی بی می و مطرب

نسبت دادنِ حضورِ می و مطرب به گل که گویی گل نیز موجودی صاحب ذوق و در حال عیش است.

نمادپردازی می و مطرب

نمادهایی از اسبابِ عیش و نشاط و ابزارهایِ رسیدن به حالِ خوش در ادبیات کلاسیک فارسی.