دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۵۷

سلمان ساوجی
در وصف لبت نطق زبان بسته بود پیش دهنت پسته زبان بسته بود
ابروی تو آن سیاه پیشانی دار پیوسته به قصد سرمیان بسته بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب غزل و با بهره‌گیری از تصاویر کلاسیک، به ستایش زیبایی‌های خیره‌کننده معشوق می‌پردازند. شاعر در این قطعه تلاش می‌کند تا از یک سو عجز و ناتوانی خود را در توصیف کمال چهره یار بیان کند و از سوی دیگر، با بهره‌گیری از نمادهای سنتی، به سرکشی و قدرت تأثیرگذار ویژگی‌های چهره او اشاره نماید.

فضای حاکم بر شعر، فضایی غنایی و ستایشگرانه است که در آن اجزای صورت معشوق به ابزاری برای به چالش کشیدن جان و ذهن عاشق بدل شده‌اند. در این اشعار، زیبایی یار به قدری است که طبیعت در برابر آن حرفی برای گفتن ندارد و اجزای چهره همچون جنگجویی آماده، عاشق را در محاصره گرفته‌اند.

معنای روان

در وصف لبت نطق زبان بسته بود پیش دهنت پسته زبان بسته بود

هرگاه بخواهم لب‌های زیبای تو را توصیف کنم، زبانم از گفتار ناتوان و خاموش می‌ماند؛ چرا که در برابر زیبایی دهان کوچک و خوش‌رنگ تو، پسته که نماد زیبایی و خنده است، شرمگین و ساکت شده است.

نکته ادبی: زبان بسته بودن در هر دو مصراع به معنی ناتوانی در تکلم است، اما در مصراع اول به معنای حیرت و در مصراع دوم به معنای شرمساری و قیاس زیبایی است.

ابروی تو آن سیاه پیشانی دار پیوسته به قصد سرمیان بسته بود

ابروی سیاه تو که بر پیشانی‌ات جای دارد، گویی همواره کمر همت بسته است تا با تیر نگاهش، جان و سر مرا نشانه بگیرد و به نابودی کشاند.

نکته ادبی: میان بستن کنایه از آماده‌باش و کمر همت بستن برای انجام کاری است، و واژه پیوسته در اینجا ایهام دارد: هم به معنای متصل و به هم پیوسته (صفت ابرو) و هم به معنای همیشه و دائم (قید زمان).

آرایه‌های ادبی

ایهام پیوسته

هم به معنای متصل بودن ابروها و هم به معنای همیشه و مداوم بودن.

کنایه زبان بسته بود

کنایه از ناتوانی در بیان و عجز در توصیف.

کنایه میان بسته بود

کنایه از آماده شدن و کمر همت بستن برای کاری.

تشبیه پیش دهنت پسته

تشبیه دهان کوچک و خوش‌رنگ معشوق به پسته.