دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۵۶

سلمان ساوجی
این عمر نگر چه محنت افزای آمد وین درد نگر چه پای بر جای آمد
درد از دل و چشم من به تنگ آمده بود کارش چو به جان رسید در پای آمد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این اثر، بیانگرِ ناامیدیِ عمیق و رنجی است که آدمی در گذرِ زمان با آن دست‌به‌گریبان است. شاعر در این ابیات، گذر عمر را همراه با فزونیِ مصائب می‌بیند و تأکید می‌کند که رنج و اندوه، با گذشتِ زمان، نه تنها کم نشده، بلکه پایدارتر و ریشه‌دارتر گشته است.

در این تصویرسازی، «درد» گویی موجودی است که از مرزهای ظاهری وجود (مانند چشم و دل) عبور کرده و به عمق جان نفوذ می‌کند و در نهایت، گویی در نهاد انسان خانه می‌گزیند و ماندگار می‌شود. این ابیات، تصویرگرِِ استیصال و بی‌قراریِ جان‌کاهِ شاعر است.

معنای روان

این عمر نگر چه محنت افزای آمد وین درد نگر چه پای بر جای آمد

به این عمر نگاه کن که چه اندازه اندوه و رنج به همراه آورده است و به این درد بنگر که چه استوار و ماندگار در جانِ من جای گرفته و قصدِ رفتن ندارد.

نکته ادبی: محنت‌افزا به معنای رنج‌افزا است. پای بر جای آمدن کنایه از استقرار و پایداریِ رنج است.

درد از دل و چشم من به تنگ آمده بود کارش چو به جان رسید در پای آمد

رنج و درد، پیش از این در قلب و چشمانِ من جای داشت و مرا به ستوه آورده بود، اما وقتی کارش به جایی رسید که به جان و هستی‌ام نفوذ کرد، دیگر گویی همان‌جا مقیم شد و لنگر انداخت.

نکته ادبی: به تنگ آمدن به معنای بی‌طاقت شدن و به ستوه آمدن است. در پای آمدن در اینجا استعاره از اقامتِ دائم و ریشه دواندنِ درد است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص درد

درد به گونه‌ای توصیف شده که گویی عاملی فعال است که راه می‌پیماید و از جایی به جای دیگر کوچ می‌کند.

کنایه در پای آمدن

کنایه‌ای از استقرار، پایداری و ماندگاریِ درد در وجود آدمی.

تکرار نگر

تکرار واژه نگر در ابتدای مصراع‌های بیت نخست برای جلب توجه مخاطب و تأکید بر تأمل در وضعیتِ دشوارِ زندگی.