دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۴۱

سلمان ساوجی
با لعل لبت شراب را مستی نیست با قد تو سرو را بجز پستی نیست
ما را دهن تو نیست می پندارند با آنکه به یک ذره در او هستی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی‌های بی‌بدیل معشوق سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از اغراق‌های لطیف و مقایسه ویژگی‌های ظاهری معشوق با عناصر طبیعت همچون شراب و سرو، برتری مطلق زیبایی او را نسبت به همه جلوه‌های موجود در عالم بیان می‌کند.

در بخش دوم، شاعر با نگاهی نکته‌سنج و طنازانه، به کوچکی دهان معشوق اشاره می‌کند و آن را چنان ناچیز و ظریف می‌داند که گویی اصلاً وجود ندارد؛ این توصیف در ادبیات کلاسیک، نهایتِ ستایش ظرافت چهره معشوق است.

معنای روان

با لعل لبت شراب را مستی نیست با قد تو سرو را بجز پستی نیست

شراب در برابر سرخی لب‌های تو خاصیت مست‌کنندگی‌اش را از دست می‌دهد و درخت سرو در برابر قامت بلند و موزون تو، کوتاه و بی‌مقدار به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: لعل استعاره از لب سرخ است. مستی در اینجا به معنای اثرگذاری و گیرایی است. پستی به معنای کوتاهی و فرودستی است.

ما را دهن تو نیست می پندارند با آنکه به یک ذره در او هستی نیست

مردم تصور می‌کنند که تو دهانی نداری (چون دهانت بسیار کوچک است)، با اینکه حقیقتاً دهانی هست، اما آن‌قدر ظریف و کوچک است که به اندازه یک ذره هم قابل رویت نیست.

نکته ادبی: هستی در اینجا دو معنا دارد: یکی به معنای وجود داشتن و دیگری به معنای هستی و کالبد. این بیت اشاره به صفتِ دهان‌تنگ بودن معشوق دارد که در سنت ادبی فارسی، اوجِ زیبایی محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

اغراق شراب را مستی نیست

شاعر با اغراق در زیبایی لب، اثرِ شراب را در برابر آن نادیده می‌گیرد.

استعاره لعل

به کار بردن واژه لعل برای توصیف لب سرخ‌رنگ معشوق.

تضاد (طباق) مستی و پستی

به کارگیری واژگان متضاد در جهت تقویت موسیقی کلام و بیان برتری.

حُسن تعلیل دهن تو نیست می پندارند

شاعر برای کوچکی بیش از حد دهان معشوق، دلیلی شاعرانه (نبودن آن) می‌آورد.