دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۳۷

سلمان ساوجی
با مهر رخ تو بیش از ایت تابم نیست وز دست خیالت هم شب خوابم نیست
از دیده به جای اشک از آن می ریزم من خون جگر که در جگر آبم نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سرشار از فضای اندوه و اشتیاق شدید عاشق نسبت به معشوق است. در این سروده‌ها، شاعر به خوبی ناتوانی خود را در برابر زیبایی و خیالِ محبوب تصویر می‌کند و شدتِ رنج درونی‌اش را به گونه‌ای بیان می‌کند که گویی تمام توان و آرامش او از میان رفته است.

معنای روان

با مهر رخ تو بیش از ایت تابم نیست وز دست خیالت هم شب خوابم نیست

تحملِ دوری و عشقِ چهره تو بیش از این برایم مقدور نیست و از سویی، به دلیل فکر و خیالِ تو، شب‌ها خواب به چشمانم راه نمی‌یابد.

نکته ادبی: مهر رخ اضافه استعاری است و تابم نیست کنایه‌ای از عجز و ناتوانی عاشق است.

از دیده به جای اشک از آن می ریزم من خون جگر که در جگر آبم نیست

از چشمانم به جای اشک، خونِ دل جاری می‌کنم؛ زیرا دیگر در وجودم ذره‌ای از صبر و توان (که به آب تشبیه شده است) باقی نمانده است.

نکته ادبی: خون جگر استعاره از غم جانکاه است و نفیِ آب در جگر کنایه‌ای از خشکیِ اشک و از دست رفتن توان صبر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه تابم نیست

به معنای نداشتن توان و صبر در برابر عشق است.

استعاره خون جگر

اشاره به اندوهِ عمیق و جانسوزی دارد که جایگزین اشک‌های معمولی شده است.

مبالغه ریختن خون جگر از دیده

اغراق در شدتِ غم و دردمندی عاشق که او را به گریستنِ خون واداشته است.