دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۳۵

سلمان ساوجی
قسم تو اگر مراد گر حرمان است، حظ تو اگر درد و اگر درمان است،
از گردش آسمان بباید دانست کونیز بحال خویش سرگردان است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین ماهیت ناپایدار و متغیر زندگی بشری می‌پردازند و بر این باور استوارند که آنچه به عنوان سرنوشت برای انسان رقم می‌خورد، اعم از کامیابی یا ناکامی و رنج یا تسکین، خارج از اراده اوست. شاعر با نگاهی فلسفی، انسان را هم‌سوی با چرخش بی‌وقفه گردون می‌بیند که همواره در تلاطم و بی‌قراری است.

مضمون اصلی، پذیرشِ بی‌ثباتیِ روزگار است. شاعر با یادآوریِ پیوند میان گردش افلاک و وضعیت انسانی، تلویحاً دعوت به صبر و وقوف بر این حقیقت می‌کند که سرگشتگی و تحول، خصلت ذاتیِ هستی است.

معنای روان

قسم تو اگر مراد گر حرمان است، حظ تو اگر درد و اگر درمان است،

اینکه سهم و نصیب تو از زندگی، رسیدن به آرزوهاست یا چشیدن طعمِ تلخِ ناکامی، و اینکه بهره‌ات از عمر، درد و رنج است یا التیام و درمان، همه در دست تقدیر است و تو بر آن تسلطی نداری.

نکته ادبی: واژه «قسم» در اینجا به معنای نصیب و بهره (سهم از سرنوشت) به کار رفته است. همچنین «حرمان» به معنای محرومیت و ناامیدی است که در تقابل با «مراد» قرار گرفته و «حظ» نیز به معنای بهره و نصیب است.

از گردش آسمان بباید دانست کونیز بحال خویش سرگردان است

از تماشای گردش بی‌پایانِ آسمان و افلاک، باید به این حقیقت پی ببری که تو نیز مانند همین آسمان، در احوال و روزگارِ خویش، سرگشته، حیران و در حال تغییر و دگرگونی هستی.

نکته ادبی: «گردش آسمان» کنایه از بی‌ثباتی روزگار و دگرگونی‌های پی‌درپیِ تقدیر است. عبارت «کونیز» در متن کهن به معنای «که تو نیز» است که بر تشبیه و همانندی احوال انسان با افلاک تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مراد و حرمان، درد و درمان

شاعر با استفاده از واژگان متضاد، تقابل‌های بنیادین زندگی انسانی را به تصویر کشیده تا بی‌ثباتی احوال را نشان دهد.

کنایه گردش آسمان

اشاره به دگرگونی‌های روزگار و تقدیر که همواره در حرکت و بی‌ثبات است.

تمثیل و تشبیه همانندی وضعیت انسان با گردش آسمان

شاعر وضعیت انسان را به حرکت چرخشی و بی قرار افلاک تشبیه کرده است تا ناپایداری حیات را ملموس‌تر کند.