دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۳۳

سلمان ساوجی
ای دیده اگر هزار سیل انگیزی خاک همه تبریز به خون آمیزی
از عهده ماتمش نیائی بیرون بی فایده آب خود چرا می ریزی؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در فضای اندوهناک و سوگوارانه‌ای سروده شده که به فاجعه‌ای عمیق در شهر تبریز اشاره دارد. شاعر در پی بیان این نکته است که شدتِ غم و عمقِ فاجعه به قدری فراتر از توانِ بشری است که حتی گریستن‌هایِ بی‌وقفه و سیل‌آسا نیز نمی‌تواند حقِ سوگواری را ادا کند و التیامی بر این زخمِ بزرگ باشد.

مضمونِ اصلی، ناتوانیِ انسان در برابرِ ابعادِ سنگینِ یک فاجعه است. با استفاده از تصاویرِ غلوآمیز، شاعر نشان می‌دهد که رنجِ موجود، فراتر از ابرازِ احساساتِ معمولی است و اشکِ چشم در برابرِ دریایِ خون و ماتمِ آن شهر، ناچیز است.

معنای روان

ای دیده اگر هزار سیل انگیزی خاک همه تبریز به خون آمیزی

ای چشم، حتی اگر هزاران سیل از اشک جاری کنی و تمام خاک شهر تبریز را با خونِ برخاسته از این ماتم درآمیزی و به گل تبدیل کنی، باز هم به اندازه کافی سوگواری نکرده‌ای.

نکته ادبی: ترکیبِ «سیل انگیختن» کنایه از گریستنِ بسیار شدید و توفنده است. «خاک به خون آمیختن» نیز تصویرسازیِ قدرتمندی است که هم‌زمان به کثرتِ کشته‌شدگان و شدتِ اندوه اشاره دارد.

از عهده ماتمش نیائی بیرون بی فایده آب خود چرا می ریزی؟

تو هرگز نمی‌توانی حقِ ماتمِ این شهر را به‌جا آوری و از عهده‌یِ این سوگواریِ بزرگ برآیی؛ پس چرا بیهوده و بی‌حاصل، اشکِ خود را هدر می‌دهی؟

نکته ادبی: «از عهده برآمدن» کنایه از توانایی در انجامِ کاری دشوار است. «آب» در این بیت استعاره‌یِ لطیفی برای اشک است که در تقابل با عظمتِ غم، ناچیز شمرده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه سیل انگیزی و آب

سیل نمادِ اشکِ بسیار و بی‌پایان است و آب نیز استعاره‌ای از همان اشک است که در برابرِ عمقِ فاجعه، ناچیز جلوه داده شده است.

مبالغه هزار سیل انگیزی

شاعر با استفاده از عددِ مبالغه‌آمیزِ هزار و تصویرِ سیل، شدتِ تألم و تأثرِ خود را به نمایش گذاشته است.

استفهام انکاری بی فایده آب خود چرا می ریزی؟

پرسشی که پاسخِ آن منفی است؛ یعنی ریختنِ اشک هیچ فایده‌ای در برابرِ این غمِ عظیم ندارد.