دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۳۲

سلمان ساوجی
گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی در خود نگری، بروز من بنشینی
منگر به جمال خویشتن، ور نگری در آینه، هر چه بینی از خود بینی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نکوهش خودبینی و خودپسندی می‌پردازند. شاعر به زیبایی و جذابیت مخاطب اشاره کرده و معتقد است که دلبستگیِ بیش از حد به این زیبایی، همچون پرده‌ای مانع از درکِ حقیقت و فهمِ رنجِ دیگران می‌شود. در واقع، خودشیفتگی سدی است میانِ عاشق و معشوق که راهِ رسیدن به شناختِ حقیقی را سد می‌کند.

تمثیلِ «آینه» در این قطعه، نمادی از تمرکز بر «منِ خویشتن» است. شاعر بر این باور است که هرگاه انسان تنها به تماشای خود می‌نشیند، از دیدنِ جهان و دیگران باز می‌ماند. برای درکِ مقامِ عشق و ایثار، ضروری است که انسان از آینه‌یِ خودبینی فاصله بگیرد و نگاهش را فراتر از خودِ محدودش ببرد.

معنای روان

گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی در خود نگری، بروز من بنشینی

اگر با وجود این همه زیبایی و شیرین‌زبانی، اندکی در درون خود تأمل کنی و به خویشتن بنگری، به احوال دگرگون و رنج‌آلودِ من پی می‌بری و مرا درک خواهی کرد.

نکته ادبی: «شاهد» در متون کلاسیک به معنای معشوق و زیبارو است. «روز من» کنایه از احوال و سرنوشتِ تیره و پر رنجِ عاشق است.

منگر به جمال خویشتن، ور نگری در آینه، هر چه بینی از خود بینی

به زیبایی و چهره‌ی خود خیره نشو؛ زیرا اگر در آینه نگاه کنی، هر چه می‌بینی چیزی جز بازتابِ خودت نیست و حقیقتی فراتر از «منِ تو» در آن پیدا نمی‌شود.

نکته ادبی: «آینه» نماد خودبینی و منیت است که مانع دیدن حقیقتِ مطلق یا حقیقتِ عشق می‌گردد. «جمال» به معنای زیبایی ظاهری است.

آرایه‌های ادبی

نمادگرایی آینه

آینه در این بیت نمادِ خودبینی و دلبستگی به ظاهر خویش است که مانع دیدنِ حقیقتِ هستی می‌شود.

کنایه بروز من بنشینی

کنایه از درک کردنِ احوال و دردِ عاشق؛ نشستن در روزِ کسی به معنای هم‌حالی و همدردی با اوست.