دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۲۴

سلمان ساوجی
چون چشم سیه بناز می گردانی بر من غم دل دراز می گردانی
شوخی است عظیم نرگس بیمارت خوش می گردد چو باز می گردانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در فضای تغزلی و عاشقانه کلاسیک فارسی سروده شده‌اند و محوریت آن‌ها توصیف جلوه‌های جمال معشوق و تأثیر ویرانگر و در عین حال دل‌انگیز آن بر جان عاشق است.

شاعر در این ابیات به زیبایی پیوند میان حرکت چشم معشوق و وضعیت روحی عاشق را ترسیم می‌کند؛ گویی کوچک‌ترین حرکتِ نگاه معشوق، طوفانی در دل عاشق برپا کرده و بر عمق اندوه و اشتیاق او می‌افزاید.

معنای روان

چون چشم سیه بناز می گردانی بر من غم دل دراز می گردانی

وقتی چشمان سیاه و زیبایت را با ناز و کرشمه می‌چرخانی، بارِ غم و رنج دل مرا سنگین‌تر و طولانی‌تر می‌کنی.

نکته ادبی: چشم سیه استعاره از چشم معشوق و غم دراز کردن کنایه از تداوم و تشدید رنج عاشق است.

شوخی است عظیم نرگس بیمارت خوش می گردد چو باز می گردانی

نرگس (چشم) نیم‌بسته و خمار تو بسیار شوخ و بازیگوش است؛ وقتی آن را به سوی من می‌چرخانی، گویی همچون پرنده شکاری، بسیار دلربا و زیبا به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: نرگس بیمار استعاره از چشم خمار و باز در اینجا ایهام دارد: هم به معنای پرنده شکاری و هم به معنای گشوده بودن.

آرایه‌های ادبی

استعاره (Metaphor) نرگس بیمار

چشم خمار و نیم‌بسته معشوق به گل نرگس تشبیه شده است که از زیبایی و رخوت خاصی برخوردار است.

ایهام (Pun) باز

در بیت دوم، باز هم به معنای پرنده شکاری (شاهین) است که استعاره از نگاه تیزبین و صیاد معشوق دارد و هم به معنای گشوده بودن چشم است.