دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۲۱

سلمان ساوجی
با منعم خود برون منه پای ز راه عصیان ولی نعم گناهست گناه
در منعم خود که او دواتست، چو کلک بگشاد زبان او سیه گشت سیاه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محورِ پیوندِ ناگسستنی میانِ آفریده و آفریدگار استوار است و بر ضرورتِ قدرشناسی و فرمان‌برداری از ولی‌نعمتِ هستی تأکید می‌ورزد. شاعر با زبانی فاخر گوشزد می‌کند که خروج از دایرهٔ اطاعتِ پروردگار، عینِ خطا و گناه است.

در بخش دوم، نگاهی عرفانی به نسبتِ میانِ خالق و مخلوق افکنده شده است؛ به گونه‌ای که خالق، سرچشمهٔ هستی (دوات) و مخلوق، ابزارِ نمودِ این هستی (قلم) انگاشته شده است که در نهایت، ارادهٔ الهی است که حقیقت را عیان می‌سازد.

معنای روان

با منعم خود برون منه پای ز راه عصیان ولی نعم گناهست گناه

در برابرِ پروردگار و ولی‌نعمتِ خود، از راهِ راست منحرف مشو؛ چرا که سرپیچی از دستورِ کسی که تمامِ نعمت‌ها از اوست، گناهی آشکار و سنگین است.

نکته ادبی: منعم و ولی‌نعمت در اینجا استعاره از خداوند است که تمامِ هستی و مواهب از او سرچشمه می‌گیرد.

در منعم خود که او دواتست، چو کلک بگشاد زبان او سیه گشت سیاه

دربارهٔ بخشندهٔ خود که وجودش همچون دوات است و من همچون قلم در دستِ او هستم، باید گفت که وقتی او زبان به بیانِ حقیقت گشود، سیاهیِ قلم به کمالِ خود رسید و حقیقت روشن شد.

نکته ادبی: دوات به معنای مرکب‌دان و کلک به معنای قلم است که تمثیلی از نسبتِ میانِ آفریننده و آفریده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره منعم

اشاره به خداوند یا صاحبِ نعمتی که تمامِ امور تحتِ نظرِ اوست.

تشبیه او دواتست، چو کلک

تشبیه کردنِ رابطهٔ خالق و مخلوق به رابطهٔ دوات و قلم که دلالت بر وابستگیِ تامِ مخلوق به خالق دارد.

تکرار گناهست گناه / سیه گشت سیاه

تکرارِ واژگان برای تأکید بر قطعیتِ گناه و کمالِ سیاهی در بیانِ حقیقت.