دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۱۹

سلمان ساوجی
ای سکه ای از خاک درت بر هر وجه ار سیم رخ تو نیست نازک تر وجه
از هر چه نسیم سحری می آورد جز خاک درت نمی نشیند در وجه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در ستایش معشوق و برتری ارزش آستان او بر تمام دارایی‌های دنیوی است. شاعر با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی واژه «وجه»، میان معنای صورت و معنای نقدینه و ارزش، پیوندی ظریف برقرار کرده تا بگوید هیچ سکه‌ای به پای غبار درگاه محبوب نمی‌رسد.

در نگاه شاعر، زیبایی و لطافت رخسار معشوق چنان است که گویی از نقره‌ای خالص و ظریف‌تر از هر ساخته دست بشری شکل گرفته است و نسیم سحر نیز تنها حامل عطر و غبار آن ساحت مقدس است که ارزش نگریستن دارد.

معنای روان

ای سکه ای از خاک درت بر هر وجه ار سیم رخ تو نیست نازک تر وجه

ای کسی که حتی یک سکه از خاک آستانه‌ات، ارزشی بی‌همتا بر هر وجهی دارد؛ البته اگر بخواهیم منصف باشیم، سیمای درخشان و نقره‌گون تو، از آن سکه‌ها هم ظریف‌تر و لطیف‌تر است.

نکته ادبی: ایهام در واژه «وجه» که همزمان به معنای صورت، سمت و سو، و همچنین سکه و پول نقد به کار رفته است.

از هر چه نسیم سحری می آورد جز خاک درت نمی نشیند در وجه

از تمام آنچه نسیم صبحگاهی با خود به ارمغان می‌آورد و می‌پراکند، تنها خاک در خانه توست که در دیدگاه و ترازوی ارزش من، جای می‌گیرد و شایسته توجه است.

نکته ادبی: «نمی‌نشیند در وجه» کنایه از اینکه سایر امور در نظر عاشق ارزش و اعتباری ندارند.

آرایه‌های ادبی

ایهام وجه

اشاره به دو معنای صورت و پول/سکه که تناسب زیبایی با مفهوم اصلی شعر ایجاد کرده است.

تشبیه سیم رخ

تشبیه چهره محبوب به نقره برای بیان لطافت و درخشش آن.

کنایه نمی‌نشیند در وجه

کنایه از بی‌ارزش بودن سایر امور در برابر خاک درگاه معشوق.