دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۱۱

سلمان ساوجی
دیدیم که این دایره بی سر و بن انگیخت بسی جور نو از دور کهن
گر بالش چرخ زیر دست تو شود زنهار به هیچ رو بر او تکیه مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام، تصویری از بی‌ثباتی روزگار و ناپایداری تقدیر است که بر تمام ابعاد زندگی انسان سایه افکنده است. شاعر با نگاهی حکیمانه، تذکر می‌دهد که نباید به ظواهر قدرت و رفاه دنیا اعتماد کرد، چرا که زمانه بی‌رحم‌تر از آن است که بتوان به آن تکیه کرد.

مفهوم محوری، دعوت به هوشیاری و دوری از دلبستگی به خوشی‌های زودگذر دنیاست؛ زیرا هر آنچه از سوی چرخ گردون به انسان می‌رسد، اعتباری ندارد و ممکن است به سرعت به رنجی تازه بدل شود.

معنای روان

دیدیم که این دایره بی سر و بن انگیخت بسی جور نو از دور کهن

ما مشاهده کردیم که این سپهرِ در گردش که آغازی و انجامی برای آن متصور نیست، به واسطه گذرِ بی‌پایانِ زمان، دشواری‌ها و ستم‌های تازه‌ای را برای آدمیان پدید آورده است.

نکته ادبی: استفاده از عبارت «دایره بی سر و بن» برای توصیف آسمان و کنایه از گردش روزگار و بی‌پایانیِ زمانه است.

گر بالش چرخ زیر دست تو شود زنهار به هیچ رو بر او تکیه مکن

اگر روزگار برای تو شرایطی فراهم کرد که قدرت یا آسایش (همچون تکیه دادن بر بالش) در اختیارت قرار گرفت، هشدار که هرگز به این موقعیت دل نبندی و بر آن اعتماد نکنی.

نکته ادبی: «بالش چرخ» استعاره‌ای از رفاه و جایگاه رفیعِ دنیوی است و «زنهار» برای تأکید بر هشدار و پرهیز استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دایره

اشاره به آسمان و گردون که مانند دایره‌ای بی‌انتها در گردش است.

کنایه بالش چرخ

کنایه از دستیابی به رفاه، قدرت یا مقام دنیوی که ناپایدار است.

تشخیص انگیختنِ جور توسط دایره

نسبت دادنِ اراده و کنشِ ستم‌گری به آسمان و روزگار که جاندار نیست.