دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۶۰

سلمان ساوجی
هر که خواهد که بود پیش سلاطین بر پای همچو شمعش نگریزد ز ثبات قدمی
ادب آن است که گر تیغ نهندش بر سر بایدش داشت زبان گوش ز هر نیک و بدی
بعد از آن کارش اگر زانکه فروغی گیرد گو مشو غره که ناگه بکشندش به دمی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به آداب و دشواری‌های همنشینی با پادشاهان و صاحبان قدرت اشاره دارد. شاعر بر این باور است که حضور در دربار نیازمند استقامت و پایداری است و رعایت ادب و احتیاط در گفتار و کردار، شرطِ بقا در چنین فضایی است.

همچنین هشدار می‌دهد که حتی با رسیدن به موفقیت و جایگاه، نباید دچار غرور شد، زیرا قدرتِ صاحبانِ مقام، ناپایدار و سهمگین است و ممکن است در یک لحظه همه‌چیز را دگرگون سازد و فرد را به ورطه نابودی بکشاند.

معنای روان

هر که خواهد که بود پیش سلاطین بر پای همچو شمعش نگریزد ز ثبات قدمی

هرکس آرزو دارد در نزد پادشاهان صاحب جایگاه و اعتبار باشد، باید همچون شمع، استوار و ثابت‌قدم بماند و از سختی‌ها نگریزد.

نکته ادبی: تشبیه ثبات قدم به شمع که ایستاده می‌سوزد و تکان نمی‌خورد، نمادی از پایداری در برابر ناملایمات و شرایط سخت است.

ادب آن است که گر تیغ نهندش بر سر بایدش داشت زبان گوش ز هر نیک و بدی

ادبِ واقعی آن است که حتی اگر شمشیر بالای سرت باشد و جانت در خطر باشد، باید دهان و گوش خود را از شنیدن و گفتنِ بیهوده و ناپسند حفظ کنی و مهارِ گفتارت را در دست داشته باشی.

نکته ادبی: عبارت تیغ بر سر نهادن کنایه از قرار گرفتن در اوج خطر و شرایط بسیار بحرانی و ترسناک است که لزومِ خویشتن‌داری را دوچندان می‌کند.

بعد از آن کارش اگر زانکه فروغی گیرد گو مشو غره که ناگه بکشندش به دمی

اگر پس از رعایت این آداب، کارت به رونق رسید و درخششی یافتی، هرگز مغرور نشو؛ زیرا ممکن است همان قدرت، در یک لحظه تو را از جایگاهت پایین بکشد و نابود کند.

نکته ادبی: فروغ گرفتن استعاره از کسب شهرت، موفقیت یا نزدیکی به قدرت است و کشتن به دمی کنایه از زوالِ ناگهانی و بی‌رحمانه در اثرِ خشمِ صاحبانِ قدرت است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو شمع

شاعر ثبات قدم و استواری در برابر حوادث را به شمعی که بی حرکت ایستاده، تشبیه کرده است.

کنایه تیغ نهادن بر سر

کنایه از قرار گرفتن در موقعیت بسیار خطرناک و ترس از مرگ.

استعاره فروغی گیرد

استعاره از رسیدن به شهرت، موفقیت و مقام در نزد سلطان.

کنایه کشتن به دمی

کنایه از فنا و نابودیِ بسیار سریع و ناگهانیِ جایگاه و جان انسان توسط پادشاه.