دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۵۵

سلمان ساوجی
ایا دریای جود و کان همت که گردون مروت را مداری
ترا زان گوهر نایاب کان است به رنگ لعل و بوی مشک تاری
کرم کن پاره ای بفرست پنهان اگر داری و می دانم که داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک مدح و درخواستِ غیرمستقیم سروده شده‌اند. شاعر با ستودنِ صفاتِ والای ممدوح، او را دریای کرم و محورِ جوانمردی می‌خواند تا زمینه‌ی روانی لازم را برای طرحِ درخواستِ خود فراهم آورد.

درونمایه‌ی اصلی، ستایشِ جود و بخشندگیِ مخاطب است که با لحنی صمیمانه و در عین حال مؤدبانه بیان شده است. شاعر با تأکید بر اینکه مخاطب یقیناً آن گوهرِ نایاب را در اختیار دارد، با ظرافت از او می‌خواهد که این بخشش را به صورت پنهانی انجام دهد تا حرمتِ هر دو طرف حفظ شود.

معنای روان

ایا دریای جود و کان همت که گردون مروت را مداری

ای کسی که وجودت دریایی از بخشندگی و سرچشمه‌ی همت‌های بلند است؛ تو همان ستون و محوری هستی که چرخِ فلکِ جوانمردی بر گردِ وجودِ تو می‌چرخد.

نکته ادبی: واژه "گردون" استعاره از فلک و "مدار" به معنای مرکزِ گردش است که در اینجا برای نشان دادنِ جایگاهِ رفیع اخلاقی ممدوح به کار رفته است.

ترا زان گوهر نایاب کان است به رنگ لعل و بوی مشک تاری

تو آن گوهرِ کمیابی را در اختیار داری که سرخی‌اش مانند لعل و عطرِ خوشش همچون مشکِ تیره و ناب است.

نکته ادبی: اشاره به زیبایی و گران‌بهاییِ چیزی است که شاعر در پیِ دریافت آن است؛ ترکیب‌های "رنگ لعل" و "بوی مشک" برای ملموس کردنِ ویژگی‌های آن گوهر به کار رفته است.

کرم کن پاره ای بفرست پنهان اگر داری و می دانم که داری

از سرِ بزرگواری، اندکی از آن را مخفیانه برایم بفرست؛ اگر آن را داری، که من یقین دارم تو از آن بهره‌مندی.

نکته ادبی: عبارت "می‌دانم که داری" نوعی تأکید برای اقناعِ مخاطب جهتِ بخشش است و "پاره‌ای" به معنای مقدار کمی از آن متاع است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دریای جود و کان همت

بخشندگی به دریا و همت به معدن تشبیه شده که نشان از بی‌کرانگی و عمق صفات ممدوح دارد.

کنایه گردون مروت را مداری

مخاطب را مرکز و تکیه‌گاه اصلیِ جوانمردی و مردانگی در روزگار معرفی کرده است.

تشبیه رنگ لعل و بوی مشک

استفاده از رنگ و بو برای توصیف ویژگی‌های آن گوهر که دلالت بر کمال و نفیس بودنِ آن دارد.