دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۵۳

سلمان ساوجی
در ره بغداد کز هر جانبی ناله افتاده باری آمدی
داشتم اسبی که از رفتار او بر دلم هر دم غباری آمدی
اندکی زر نیز بود اما نبود آن قدر کاندر شماری آمدی
زر نماند و مرد ریگ اسبم بماند هم نماندی گربه کاری آمدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر درونمایه‌ای از رنج سفر، زوال مال و ناامیدی را ترسیم می‌کند. شاعر در بستری از سفر به سوی بغداد، اندوه‌های درونی و بی‌پناهی خود را به تصویر می‌کشد و به بی‌اعتباری دارایی‌های اندک در برابر حوادث روزگار اشاره دارد.

فضای کلی حاکم بر ابیات، فضایی اندوهگین و حسرت‌آلود است که در آن، تقلا برای بقا و حفظ اندک سرمایه، به نتیجه‌ای پوچ ختم شده و شاعر را در میانه‌ی راه با دست خالی و دلی پردرد تنها گذاشته است.

معنای روان

در ره بغداد کز هر جانبی ناله افتاده باری آمدی

در مسیر سفر به شهر بغداد، از هر سو که می‌نگریستم، صدای ناله و شیونِ گرفتاری و رنج به گوش می‌رسید.

نکته ادبی: باری در اینجا می‌تواند به معنی بارِ گرانِ غم یا تکرارِ یک رویدادِ ناگوار باشد که در متن کهن برای تأکید بر کثرت رنج به کار رفته است.

داشتم اسبی که از رفتار او بر دلم هر دم غباری آمدی

اسبی داشتم که نحوه رفتار و حرکتِ آن، مدام موجبِ کدورت و غمی بر دلِ من می‌شد.

نکته ادبی: غبار در ادبیات کلاسیک استعاره از غم و اندوهی است که دل را تیره و مکدر می‌کند.

اندکی زر نیز بود اما نبود آن قدر کاندر شماری آمدی

مقداری اندک پول و طلا نیز همراه داشتم، اما آن‌قدر ناچیز بود که اصلاً در شمارش و محاسبه نمی‌آمد و ارزشی نداشت.

نکته ادبی: عبارت کاندر شماری آمدی به معنای قابل‌شمارش بودن یا ارزشمند بودن است که در اینجا با نفی آن، به قلتِ شدید مال اشاره شده است.

زر نماند و مرد ریگ اسبم بماند هم نماندی گربه کاری آمدی

سرمایه‌ام از بین رفت و من و اسبم تنها ماندیم، در حالی که آن اسب نیز هیچ سودی نداشت و حتی کارش به اندازه‌ی یک گربه هم گره‌گشا نبود.

نکته ادبی: گربه کاری کنایه از کاری بی‌ارزش و فاقد اثر است که در متون کهن برای نشان دادن اوجِ بی‌فایدگیِ چیزی به کار می‌رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره غبار

اشاره به غم و اندوهی که همچون گرد و خاک، قلب را تیره و ناآرام می‌کند.

کنایه گربه کاری

کنایه از کاری ناچیز، بی‌فایده و بی‌سرانجام.

مبالغه ناله افتاده

توصیفِ فراگیریِ رنج و اندوه در مسیر سفر به بغداد برای القای فضای ناامیدی.