دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۵۱

سلمان ساوجی
بر بتان، حسن و جوانی مفروش ای جوان گرچه به غایت خوبی
بی زرت کار میسر نشود گر تو خود یوسف بن یعقوبی
حلقه بی زر چه زنی بر در دوست آهن سرد چرا می کوبی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی واقع‌گرایانه و اندرزگونه، بر نقش حیاتی توانگری و مال در پیشبرد امور دنیوی تأکید می‌کنند. شاعر به مخاطب گوشزد می‌کند که تنها تکیه بر سرمایه‌هایی چون زیبایی، جوانی و حتی کمالات والای اخلاقی، در مواجهه با تنگناها و درهای بسته‌ی دنیا کافی نیست و بدون فراهم بودن اسباب مادی، این ویژگی‌ها به تنهایی کارساز نخواهند بود.

فضای حاکم بر این سروده، زبانی صریح و انتقادی نسبت به بی‌مایگی در برابر زر دارد. پیام نهایی این است که در میدان عملِ این جهان، ابزارهای مادی، کلیدِ گشایش کارها هستند و بدون آن‌ها، حتی برجسته‌ترین ویژگی‌های فردی نیز راه به جایی نخواهند برد.

معنای روان

بر بتان، حسن و جوانی مفروش ای جوان گرچه به غایت خوبی

ای جوان! با وجود اینکه در زیبایی و جوانی بی‌نظیری، اما این دارایی‌ها را سرمایه‌ی اصلیِ خود در راهِ رسیدن به معشوق (یا هدف) قرار مده؛ زیرا زیباییِ ظاهری، به تنهایی نزدِ آنان خریدار ندارد.

نکته ادبی: واژه بتان در اینجا استعاره از معشوقانِ زیبا یا کسانی است که آدمی به امید وصال یا رسیدن به نیت خود به سوی آنان می‌رود.

بی زرت کار میسر نشود گر تو خود یوسف بن یعقوبی

بدان که بدون در اختیار داشتن مال و ثروت، هیچ‌یک از کارهایت به سرانجام نمی‌رسد؛ حتی اگر از نظر جمال و کمالات، همچون یوسف پیامبر باشی، باز هم بدون داشتنِ زر، کارت پیش نخواهد رفت.

نکته ادبی: یوسف بن یعقوب اشاره‌ای است تلمیحی به نمادِ برترین زیبایی و جمال که در ادبیات فارسی ضرب‌المثل است.

حلقه بی زر چه زنی بر در دوست آهن سرد چرا می کوبی

وقتی که مایه و ثروتی نداری، بیهوده درِ خانه دوست (یا درِ مقصود) را مکن؛ چرا که این کار، همانند کوبیدنِ آهنِ سرد است که هیچ اثری جز خستگیِ خودت ندارد.

نکته ادبی: آهن سرد کوبیدن کنایه از انجام کار بیهوده و بی‌نتیجه‌ای است که هیچ تأثیری در تغییر شرایط ندارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح یوسف بن یعقوبی

اشاره به داستان حضرت یوسف به عنوان نمادِ کمال زیبایی و پاکدامنی.

کنایه آهن سرد کوبیدن

اشاره به انجام کارِ بیهوده و بی‌حاصل.

استعاره بتان

استعاره از معشوقان و کسانی که طالبان به سوی آنان می‌روند.

مجاز زر

مجاز از ثروت، مال و ابزار مادی لازم برای پیشبرد کارها.