دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۴۳

سلمان ساوجی
حبذا صدر صفحه ای که به است به همه بابی از بهشت برین
میزند نور شمسه اش چون صبح خنده بر ما و زهره و پروین
وصف نقش و نگار دیوارش سخن ساده می کند رنگین
از نبات است اصل ترکیبش زان نماید نهاد او شیرین
به نبات حسن بر آمده است خردش زان همی کند تحسین
قطعه ای از بهشت دان که درو کرده بیتی فلک ز خود تضمین
چون به تقطیع نظم بیت دهند خشک و بر بسته باشد و چوبین
نظم این بیت اگرچه تقطیع است شاه بیت است بس بلند و متین
راست گویی بساط جمشید است بر بسیط هوا به صد تمکین
به سر خویش عالمی است که نیست متعلق به آسمان و زمین
شده ایمن نهاد ترکیبش از خطاب خلقته من طین
تا درو شاه کامران بنشست خواندش روزگار شاه نشین
جم ثانی امیر شیخ حسن خسرو کان یسار بحر یمین
ای به حق بوستان جاه تو را شکل نسیرین آسمان نسرین
باد هرشب به زینت انجم طاق های سپهر را تزیین
بر سریر سرور مسند و جاه تا قیامت به کام دل بنشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش عمارتی باشکوه و در خورِ تحسین سروده شده است که شاعر آن را با توصیفاتی آسمانی و بهشتی به تصویر می‌کشد. در این ابیات، مرز میان واقعیت و خیال چنان در هم می‌آمیزد که این بنا گویی قطعه‌ای جدا شده از بهشت برین است که بر زمین فرود آمده تا جلوه‌گاه زیبایی و کمال باشد.

در بخش دوم، شاعر با زیرکی میان واژه «بیت» به معنای شعر و «بیت» به معنای خانه پیوند می‌زند و به مدح صاحب این بنا، یعنی امیر شیخ حسن که او را جمشید ثانی می‌خواند، می‌پردازد. این قصیده در نهایت با دعای خیر برای بقای دولت و شکوه این فرمانروا بر سریر پادشاهی به پایان می‌رسد.

معنای روان

حبذا صدر صفحه ای که به است به همه بابی از بهشت برین

چه عمارت و فضای دل‌انگیزی است که همچون دری به سوی بهشت برین گشوده شده است.

نکته ادبی: حبذا: اسم فعل به معنای «بسیار خوب است»، برای تحسین به کار می‌رود.

میزند نور شمسه اش چون صبح خنده بر ما و زهره و پروین

نور تابیده از شمسه (سقف گنبدی) آن چنان درخشان است که روشنایی صبح، ستاره زهره و خوشه پروین در برابر زیبایی آن، حقیر و بی‌رنگ به نظر می‌رسند.

نکته ادبی: شمسه: طرح خورشیدمانند که در سقف یا کتیبه‌ها ترسیم می‌شود.

وصف نقش و نگار دیوارش سخن ساده می کند رنگین

توصیفِ زیبایی‌ها و تزیینات این بنا، چنان جادویی است که گفتار ساده و معمولی را نیز رنگین و زیبا جلوه می‌دهد.

از نبات است اصل ترکیبش زان نماید نهاد او شیرین

شالوده و اصل این بنا از لطافت و شیرینی (مانند نبات) ساخته شده است، از این رو ساختار کلی آن طبعی شیرین و دلپذیر دارد.

به نبات حسن بر آمده است خردش زان همی کند تحسین

این بنا به چنان درجه‌ای از زیبایی رسیده است که خرد و عقل انسان، آن را با تمام وجود تحسین می‌کند.

قطعه ای از بهشت دان که درو کرده بیتی فلک ز خود تضمین

این عمارت را قطعه‌ای از بهشت بدان که آسمان، آن را به عنوان یک بیت شعرِ والا، در دل خود جای داده است.

چون به تقطیع نظم بیت دهند خشک و بر بسته باشد و چوبین

معمولاً وقتی اشعار را از نظر عروضی تقطیع (تجزیه) می‌کنند، کلام خشک و بی‌روح می‌شود و گویی تنها قطعاتی چوبی است.

نکته ادبی: تقطیع: اصطلاح عروضی برای جدا کردن هجاهای شعر.

نظم این بیت اگرچه تقطیع است شاه بیت است بس بلند و متین

اما این بنا (که شاعر آن را به بیت تشبیه کرده)، حتی اگر در تحلیل عروضی یا ساختاری بررسی شود، همچنان شاه‌بیتی بسیار بلندمرتبه و استوار است.

راست گویی بساط جمشید است بر بسیط هوا به صد تمکین

به راستی که این بنا همچون تخت جمشید پادشاه اساطیری است که با شکوهی بسیار در میان هوا (به شکلی مرتفع) قرار گرفته است.

به سر خویش عالمی است که نیست متعلق به آسمان و زمین

این بنا برای خود عالمی مستقل است که گویی از قید و بندهای آسمان و زمین رها شده است.

شده ایمن نهاد ترکیبش از خطاب خلقته من طین

ماهیتِ ساختار این بنا، از آن گل و لای که بشر از آن سرشته شده، ایمن و مبرا مانده و به کمال رسیده است.

نکته ادبی: خطاب خلقته من طین: اشاره به آیه قرآن در مورد آفرینش انسان از گل.

تا درو شاه کامران بنشست خواندش روزگار شاه نشین

از آن زمان که شاهِ کامروا در این مکان سکونت گزید، روزگار آن را شایسته اقامتگاهِ پادشاهان نامید.

جم ثانی امیر شیخ حسن خسرو کان یسار بحر یمین

او جمشیدِ دوم، امیر شیخ حسن است؛ پادشاهی که فرمانروای گنج‌های زمین و قدرت دریاهاست.

ای به حق بوستان جاه تو را شکل نسیرین آسمان نسرین

ای کسی که شکوه و جاه و جلال تو چنان است که گویی آسمان نیز در برابر آن سر تعظیم فرود می‌آورد و با تمام زیبایی‌هایش، برابری می‌کند.

باد هرشب به زینت انجم طاق های سپهر را تزیین

امید که هر شب، طاق‌های آسمان به زینت ستارگان برای شکوه و عظمت تو آراسته باشند.

بر سریر سرور مسند و جاه تا قیامت به کام دل بنشین

بر تخت پادشاهی و بزرگی بنشین و تا روز قیامت به کام دل و با شادی حکمرانی کن.

آرایه‌های ادبی

ایهام بیت

اشاره به دو معنایِ «خانه» (بنا) و «واحد شعری» که شاعر با ظرافت میان این دو مفهوم بازی کرده است.

تشبیه بساط جمشید

مقایسه شکوه بنا با تخت افسانه‌ای جمشید برای نشان دادن عظمت آن.

مراعات نظیر زهره و پروین

گردآوری واژگان مرتبط با نجوم و آسمان در کنار یکدیگر.

تلمیح جم ثانی / جمشید

اشاره به پادشاه اساطیری ایران که نماد شکوه و سلطنت پایدار است.