دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۳۲

سلمان ساوجی
ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو هر دم چو آفتاب ز موج سماروم
چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم
یا داد من بده به طریقی که دیده ام یاره به من نمای بگو تا کجا روم
هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت آخر روا مدار که من بی رضا روم
واجب چنان کند بدین آب و این قبول یکبارگی به .... وا روم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی رابطه‌ی عاطفی و حق‌طلبانه میان ستایشگر و ممدوح است. شاعر با لحنی که آمیزه‌ای از کرنش، ادای احترام و در عین حال گلایه و استیصال است، از بی‌توجهی یا عدم دریافت حقِ خویش در پیشگاه مخاطبِ سخاوتمند شکایت می‌کند. فضا، فضایِ مدح و درخواست است که در آن شاعر بر اساس منطقِ عدالت در بخشش، خود را محق می‌داند که همچون دیگران از عطایای این درگاه بهره‌مند شود.

معنای روان

ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو هر دم چو آفتاب ز موج سماروم

ای بزرگی که از شرافت و عظمتِ ستایشِ وجودِ تو، من لحظه‌به‌لحظه همانند خورشیدی که از امواجِ خروشانِ آسمان سر بر می‌آورد، درخشنده می‌شوم.

نکته ادبی: سماروم احتمالا ترکیبی کهن یا استعاری از سما (آسمان یا رقص) و روم (رفتن) است که به معنای حرکت در افق‌های بلند است.

چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم

از آنجایی که تمامِ دانایان و اهلِ فضیلت از دریایِ جود و بخششِ تو بهره‌مند شدند، پس چرا من که دلی شکسته و ناتوان دارم، از درگاهِ تو بروم؟

نکته ادبی: توشا به معنای زاد و توشه و جنابت به معنای آستانه و درگاه است.

یا داد من بده به طریقی که دیده ام یاره به من نمای بگو تا کجا روم

یا حقِ مرا آن‌طور که شایسته است و پیش از این دیده‌ام که به دیگران عطا کرده‌ای، به من بده، یا راهِ پیشِ رو را به من نشان بده و بگو که پس از این به کجا بروم؟

نکته ادبی: داد دادن کنایه از عدالت‌ورزی و حق‌خواهی است.

هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت آخر روا مدار که من بی رضا روم

همه کس از دستانِ بخشنده‌ی تو به خواسته‌ی خود می‌رسند؛ پس شایسته نیست که تو راضی شوی که من دستِ‌خالی و بدونِ رسیدن به مقصود، از نزدِ تو بروم.

نکته ادبی: رضا در اینجا هم به معنای خشنودی است و هم به معنای برآورده شدنِ حاجت.

واجب چنان کند بدین آب و این قبول یکبارگی به .... وا روم

شرایط و اقتضایِ این پذیرایی و این فضا چنین ایجاب می‌کند که با این همه بزرگواری، یکباره به سویِ مقصدی بازگردم (بخشِ ناقصِ بیت با توجه به سیاق کلام، به معنایِ ناگزیری از ترکِ مکان یا بازگشت است).

نکته ادبی: به دلیل نقص در واژگانِ اصلی متن، این بخش بر اساس سیاقِ کلامِ شاعر تفسیر شد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو آفتاب

تشبیه شاعر به خورشید برای نمایشِ شکوه و درخششِ ناشی از مدحِ ممدوح.

کنایه داد من بده

کنایه از طلبِ حق و پاداش برای هنری که ارائه شده است.

تضاد داد من بده / راه به من نمای

تضاد میان ماندن برای دریافتِ حق و رفتن به سویِ مقصدی دیگر.