دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۲۷

سلمان ساوجی
ای کریمی که چون نسیم سحر باغ خلق تو را هوا دارم
چون گل و بلبل از عنایت تو کار با برگ و با نوا دارم
گر به درگه نیامدم دو سه روز من درین باب عذرها دارم
درد پایی فتاد بر سر من من سر درد پا کجا دارم
بود در خاطرم که گر روزی نبود چارپا دو پا دارم
پای نیزم ز دست رفت و کنون نه دو پای و نه چارپا دارم
اگرم پا نمی دهد یاری که حق نعمتت ادا دارم
بر دعا دارم از برای تو دست چه کنم دست بر دعا دارم
تو بمان از برای من به جهان که من اندر جهان تو را دارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، ستایش‌نامه‌ای صمیمانه و عارفانه است که رابطه‌ی میان خالق و مخلوق را با زبانی ساده و آمیخته به طنزی ظریف به تصویر می‌کشد. شاعر در ابتدا با تمثیل‌هایی از طبیعت، وابستگی خود به رحمت الهی را بیان می‌کند و در ادامه با بیانی صادقانه از عذرخواهی به درگاه خداوند به دلیل بیماری و ناتوانی جسمی، مفهوم تسلیم و بندگی را در عین ضعف بشری تبیین می‌نماید.

پیام محوری شعر، امید به رحمت بی‌‌پایان حق در سخت‌ترین شرایط است. شاعر با پذیرش این حقیقت که جسم خاکی ممکن است فرسوده شود و از کار بیفتد، تأکید می‌کند که پیوند قلبی و دست دعا، قوی‌ترین ابزارهای وصال هستند و تا زمانی که خدا باقی است، هیچ‌گونه ناامیدی در جهان انسان مومن معنا ندارد.

معنای روان

ای کریمی که چون نسیم سحر باغ خلق تو را هوا دارم

ای خدای بخشنده، تو را به لطافت نسیم سحر تشبیه می‌کنم و مشتاقانه در هوای مهربانی و فیض تو نفس می‌کشم.

نکته ادبی: هوا داشتن در اینجا به معنای میل و اشتیاق داشتن و در پناهِ کسی بودن است.

چون گل و بلبل از عنایت تو کار با برگ و با نوا دارم

با یاری و عنایت تو، زندگی من مانند گل و بلبل، قرین بهره‌مندی و سرور است و از نعمات تو برخوردارم.

نکته ادبی: برگ و نوا کنایه از اسباب آسایش، رزق و روزی و رونق زندگی است.

گر به درگه نیامدم دو سه روز من درین باب عذرها دارم

اگر چند روزی به بارگاه تو (نیایشگاه یا خلوت انس) نیامدم، گمان مبر که از سر بی‌توجهی بوده است، بلکه دلایل موجهی برای این غیبت دارم.

نکته ادبی: عذر داشتن در اینجا به معنای داشتن دلیل و بهانه است.

درد پایی فتاد بر سر من من سر درد پا کجا دارم

دردی در پایم عارض شد و آن‌چنان مرا گرفتار کرد که دیگر مجالی برای هیچ فکر دیگری ندارم.

نکته ادبی: سرِ دردِ پا داشتن کنایه از درگیری ذهنی شدید با رنج جسمی است.

بود در خاطرم که گر روزی نبود چارپا دو پا دارم

همیشه با خود می‌اندیشیدم که اگر روزی مرکبی برای رفتن نداشته باشم، با همین دو پای خود به سویت خواهم آمد.

نکته ادبی: چارپا اشاره به چهارپایان مرکب است که وسیله تردد در قدیم بود.

پای نیزم ز دست رفت و کنون نه دو پای و نه چارپا دارم

اکنون کار به جایی رسیده که پای رفتن را هم از دست داده‌ام و نه مرکبی برای سواری دارم و نه پایی برای پیاده‌روی.

نکته ادبی: تکرار نفی برای تأکید بر ناتوانی کامل جسمی است.

اگرم پا نمی دهد یاری که حق نعمتت ادا دارم

اگرچه پاهایم مرا یاری نمی‌کنند که به سویت بیایم، اما همچنان خود را موظف می‌دانم که سپاسگزار نعمت‌های تو باشم.

نکته ادبی: ادای حق نعمت به معنای شکرگزاری و انجام وظایف بندگی است.

بر دعا دارم از برای تو دست چه کنم دست بر دعا دارم

اگرچه از حرکت بازمانده‌ام، اما دست‌هایم برای دعا کردن به سویت بلند است و تنها کاری که از من برمی‌آید همین مناجات است.

نکته ادبی: دست بر دعا داشتن، کنایه از استغاثه و نیازِ قلبی است.

تو بمان از برای من به جهان که من اندر جهان تو را دارم

تو برای من در این جهان باقی بمان، که تمام دارایی و دلخوشی من در این عالم، وجود توست.

نکته ادبی: تأکید بر توحید و اینکه خداوند تنها تکیه‌گاه واقعی در حیات است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون نسیم سحر / چون گل و بلبل

شاعر برای بیانِ نزدیکی و لطفِ الهی از عناصر طبیعت بهره برده است.

کنایه برگ و نوا

اشاره به اسبابِ رفاه و بهره‌مندی از زندگی.

تناسب و طنز پا / چهارپا / دو پا

استفاده از تکرارِ واژه پا برای تبیینِ صمیمانه و طنزآمیزِ ناتوانیِ جسمیِ خویش.

ایهام هوا داشتن

هم به معنای اشتیاق داشتن و هم به معنای در فضایِ کسی قرار داشتن.