دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۹

سلمان ساوجی
اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو در کمال شرف و قدر ازان سوی کمال
زهره را از حسد مجلس لطفت هر شب بوده از خون شفق جام افق مالامال
تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر گرچه خون نیز ندیدم به جز آن یک غربال
در جهان شبه نظیر تو که ممکن نبود همچو آسایش اهل نظر و فضل محال
سرو را شمه ای از حال دل من بشنو از سر لطف و کرم نی ز سر رنج و ملال
تا بدانی که به جرم هنر و فضل مراست دل ز مویه شده چون موی و تن از ناله چونال
بود عمری که مرا در طلب فضل گذشت خوشتر از دور صبی تازه تر از عهد وصال
گوش می دارم وصیت کرمت می شنوم کین سخن بشنود از توشه خورشید نوال
التماس از در الطاف تو تا کی نکنم چون بود رنج همه گنج شود مالامال
نعمت و محنت ایام چو باقی نبود عمر فانی چه کنم در طلب نعمت و مال
تا جهان باشد باد از اثر طالع سعد بر جهان طلعت میمون تو فرخنده به فال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قصیده در ستایش شخصیتی والامقام و عالی‌رتبه سروده شده است که شاعر او را تجلی کامل دولت و دین می‌داند. فضای کلی شعر، آمیزه‌ای از مدح رسمی و شکوه از روزگار است؛ شاعر ابتدا به توصیف شکوه و جلال ممدوح می‌پردازد و او را بی‌همتا و مایه رشک افلاک می‌خواند.

در بخش دوم، شاعر با تغییر لحن به گلایه از سختی‌های زندگی و تنگی معیشت می‌پردازد. او ضمن تأکید بر اینکه عمر خود را در راه کسب کمال و فضیلت صرف کرده است، از ممدوح طلب یاری می‌کند و در پایان، نگاهی عارفانه به ناپایداریِ جهان می‌اندازد که در آن، مال و نعمتِ فانی، ارزشِ تباه کردنِ عمر را ندارد.

معنای روان

اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو در کمال شرف و قدر ازان سوی کمال

ای کسی که وجودت کمالِ دین و دولت است، مقام و منصب تو آن‌قدر رفیع و بلندمرتبه است که از تصور کمال نیز فراتر رفته است.

نکته ادبی: «اکمل» صفت تفضیلی به معنای کامل‌ترین است و «شرف منصب» به معنای بزرگی جایگاه می‌باشد.

زهره را از حسد مجلس لطفت هر شب بوده از خون شفق جام افق مالامال

هر شب، زهره (ستاره ناهید) از شدت حسادت به مجلسِ شاد و باصفای تو، کاسه افق را با سرخی شفق (خون) لبریز می‌کند.

نکته ادبی: استعاره از شفقِ سرخ که به خونِ ریخته در جام تشبیه شده تا حسادت ستاره را نشان دهد.

تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر گرچه خون نیز ندیدم به جز آن یک غربال

دشمنِ بدخواه تو را دیدم که بر اثر تیرهای تو سوراخ‌سوراخ شده بود، هرچند که در هیچ جای دیگر (جز در آن بدنِ سوراخ‌شده) خونی ندیدم.

نکته ادبی: این بیت دارای صنعت اغراق است؛ دشمن به غربال تشبیه شده تا شدت تیراندازی و پیروزی را برساند.

در جهان شبه نظیر تو که ممکن نبود همچو آسایش اهل نظر و فضل محال

در این جهان پیدا کردن کسی مثل تو غیرممکن است، همان‌طور که یافتن آسایش و آرامش برای اهل فضل و بینش، محال است.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان ارزش ممدوح و سختی‌های زندگیِ اهل فضیلت برای برجسته‌سازی جایگاه ممدوح.

سرو را شمه ای از حال دل من بشنو از سر لطف و کرم نی ز سر رنج و ملال

ای سروِ بلندبالا (ای ممدوح)، از روی لطف و بزرگواری‌ات، نه از روی دلتنگی و رنج، گوشه‌ای از حال دلِ مرا بشنو.

نکته ادبی: «سرو» در اینجا استعاره از قد و بالای رشید و شخصیت بلندمرتبه ممدوح است.

تا بدانی که به جرم هنر و فضل مراست دل ز مویه شده چون موی و تن از ناله چونال

تا بدانی که به خاطرِ داشتنِ هنر و فضیلت، دلم از غم و اندوه به اندازه یک مو باریک شده و بدنم از ناله‌های بسیار، به شکل نی درآمده است.

نکته ادبی: تشبیه دل به مو و تن به نی (نال)، بیانگر استیصال و لاغری شاعر بر اثر رنج است.

بود عمری که مرا در طلب فضل گذشت خوشتر از دور صبی تازه تر از عهد وصال

عمری را گذراندم در حالی که در پی کسب دانش و فضیلت بودم؛ مسیری که برای من از دوران کودکی شیرین‌تر و از لحظه وصال با محبوب، تازه‌تر بود.

نکته ادبی: اشاره به فداکاری شاعر در راه علم و هنر که آن را بر لذت‌های دنیوی ترجیح داده است.

گوش می دارم وصیت کرمت می شنوم کین سخن بشنود از توشه خورشید نوال

گوش‌به‌زنگِ وعده‌های تو هستم و سخنانت را می‌شنوم، چرا که این سخنانِ امیدوارکننده را باید از دهانِ خورشیدِ بخشش و کرم (ممدوح) شنید.

نکته ادبی: «خورشید نوال» استعاره از ممدوح است که بخشندگی‌اش مانند نور خورشید است.

التماس از در الطاف تو تا کی نکنم چون بود رنج همه گنج شود مالامال

چطور از درِ لطفِ تو درخواست یاری نکنم، وقتی که می‌توان با نگاهِ تو، رنجِ زندگی را به گنج و فراوانی تبدیل کرد؟

نکته ادبی: جناس میان رنج و گنج، تأکیدی بر قدرتِ تحول‌آفرینِ بخشش ممدوح است.

نعمت و محنت ایام چو باقی نبود عمر فانی چه کنم در طلب نعمت و مال

از آنجا که نعمت‌ها و سختی‌های این روزگار باقی نمی‌مانند، چرا باید عمرِ فناپذیرِ خود را صرفِ به‌دست آوردنِ مال و ثروت کنم؟

نکته ادبی: پرسش انکاری که بر زهد و بی‌اعتباریِ دنیا در برابر ارزشِ عمر تأکید دارد.

تا جهان باشد باد از اثر طالع سعد بر جهان طلعت میمون تو فرخنده به فال

تا دنیا باقی است، امیدوارم اثرِ طالعِ نیکِ تو بر جهان جاری باشد و چهره‌ی میمون و مبارک تو همواره نشانه‌ی خوش‌اقبالی باشد.

نکته ادبی: «طلعت میمون» به معنای چهره مبارک و خوش‌یمن است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دل ز مویه شده چون موی

تشبیه دلِ غم‌دیده به مو، برای نشان دادن لاغری و ناتوانی شاعر از شدت اندوه.

استعاره خورشید نوال

ممدوح به خورشید تشبیه شده است که منبع بخشش و کرم است.

اغراق تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر

بزرگ‌نماییِ قدرت ممدوح در از بین بردن دشمنان با تصویرسازیِ تبدیل شدن بدن به غربال.

جناس رنج / گنج

بهره‌گیری از شباهت لفظی برای نشان دادن تبدیل سختی به ثروت.