دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۷

سلمان ساوجی
دوش با من خرد از روی نصیحت می گفت کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال
پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال
گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی که درو بوی مروت بود و حسن خصال
کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به که شدن پیش لئیمان زمان بهر سوال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، گفتگوی درونی شاعر با خردِ خویش را روایت می‌کند که در آن، پرسشی پیرامون تأمین معاش و تعامل با اهل زمانه مطرح می‌شود. شاعر با زبانی فاخر و نقدآمیز، بر عزت‌نفس و مناعت‌طبعِ خویش تأکید می‌ورزد و دوری از فرومایگان را حتی با وجود سختی‌های معیشتی، برتر می‌شمارد.

پیام اصلی این کلام، برتریِ رنجِ تنهایی و استقلال در برابرِ ذلتِ دست‌دراز کردن نزدِ ناکسان است. شاعر به خوبی نشان می‌دهد که در روزگارِ بی‌مروتی، آنچه آدمی را سربلند نگاه می‌دارد، نه ثروت و تأییدِ دیگران، بلکه پایبندی به اصول اخلاقی و حفظِ کرامتِ انسانی است.

معنای روان

دوش با من خرد از روی نصیحت می گفت کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال

دیشب عقل و خرد، از سر خیرخواهی به من گفت: ای کسی که طبعِ حساس و لطیفِ تو از سختی‌های این جهان اندوهگین و خسته شده است.

نکته ادبی: دوش به معنای دیشب است و خرد در اینجا با آرایه تشخیص، همچون یک شخص سخنگو تصویر شده است.

پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال

چرا برای به دست آوردن رزق و روزی که به هر حال هر انسانی در هر شرایطی به آن نیاز دارد، به سراغ بزرگان و صاحب‌منصبانِ این روزگار نمی‌روی؟

نکته ادبی: ارباب زمان کنایه از حاکمان و ثروتمندان است که دسترسی به نان در گروِ تملقِ آنان بوده است.

گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی که درو بوی مروت بود و حسن خصال

به خرد پاسخ دادم: به این دلیل به نزدِ آنان نمی‌روم که در این روزگار، کسی را نمی‌توان یافت که بویی از جوانمردی برده باشد و ویژگی‌های نیکویی در اخلاقش دیده شود.

نکته ادبی: دور قمر استعاره از گردش روزگار و زمانه است؛ حسن خصال به معنای داشتن سجایای اخلاقی و رفتارهای پسندیده است.

کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به که شدن پیش لئیمان زمان بهر سوال

سخت‌تر از حفر کردنِ کوه با نوکِ مژه (کارِ بسیار توان‌فرسا) را تحمل کردن، بهتر از آن است که برای به دست آوردنِ لقمه نانی، نزدِ انسان‌های پست و فرومایه دست دراز کنی.

نکته ادبی: نوک مژه مبالغه‌ای است که به خوبی نشان‌دهنده ترجیحِ سختیِ جان‌کاه بر ذلتِ گدایی است. لئیمان جمع لئیم، به معنای انسان‌های پست و خسیس است.

آرایه‌های ادبی

آرایه تشخیص (Personification) سخن گفتن خرد

خرد در این بیت به عنوان شخصیتی سخنگو تصویر شده است که با شاعر به گفتگو می‌نشیند و به او اندرز می‌دهد.

آرایه اغراق (Hyperbole) کوه کندن با نوک مژه

شدت سختی و محال بودنِ این عمل، نشان‌دهنده عمقِ بیزاری شاعر از تکدی‌گری و درخواست از نااهلان است.

کنایه (Allusion) رفتن نزد ارباب زمان

اشاره به تملق و چاپلوسی برای به دست آوردن مال دنیا که شاعر آن را مذموم می‌شمارد.