دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۵

سلمان ساوجی
ماه گردون سلطنت ناگاه شد نهان در حجاب میغ دریغ
زین تحسر بماند در دندان لب و دست نگین و تیغ دریغ
تا ابد بر زوال شاه اویس ملک و دین می زنند دریغ دریغ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه اشعار در رثای سلطان اویس سروده شده‌اند و فضایی عمیقاً حزن‌آلود و سوگوارانه دارند. شاعر، مرگ این پادشاه را به غروب ناگهانی ماه در میان ابرهای تیره تشبیه کرده و اندوهی فراگیر را ترسیم می‌کند که نه تنها یاران، بلکه پیکره حکومت و دین را در بر گرفته است.

معنای روان

ماه گردون سلطنت ناگاه شد نهان در حجاب میغ دریغ

پادشاهی که همچون ماه در آسمانِ مملکت می‌درخشید، ناگهان در ابرهای تیره و تارِ اندوه و افسوس پنهان شد.

نکته ادبی: میغ در زبان فارسی کهن به معنای ابر است و در اینجا استعاره از مرگ و تیره روزی است.

زین تحسر بماند در دندان لب و دست نگین و تیغ دریغ

از شدت این حسرت و اندوه، همه چیز (حتی اجزای بدن و ابزار کار) در حیرت و پشیمانی مانده‌اند.

نکته ادبی: اشاره به کنایه دندان بر لب گزیدن یا دست بر دندان نهادن که نشان‌دهنده شدت اندوه و افسوس است.

تا ابد بر زوال شاه اویس ملک و دین می زنند دریغ دریغ

تا ابد و همیشه، مملکت و آیینِ مردم بر از دست رفتن و مرگِ شاه اویس، افسوس و دریغ می‌خورند.

نکته ادبی: زوال در اینجا به معنای مرگ و نابودی است و تکرار واژه دریغ، نشان‌دهنده استمرار و شدت حزن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه گردون سلطنت

تشبیه پادشاه به ماه که منبع نور و هدایت در آسمانِ مملکت است.

استعاره حجاب میغ

تشبیه مرگ و اندوهِ حاصل از آن به ابری تیره که مانع درخشش ماه شده است.

کنایه بماند در دندان

کنایه از شدت پشیمانی و حسرت که انسان را به دندان گزیدن وا می‌دارد.