دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۴

سلمان ساوجی
ای وزیری که ملک جاه تو راست از سماوات و ارض افزون عرض
از زمانه شکایتی دارم بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
چون روا باشد ای خلاصه عمر کی سزا باشد ای خلیفه ارض
که در ایام دولت تو کسی که دعای تو باشد او را فرض
نخورد هیچ چیز الاغم نکند هیچ کار الا قرض

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک شکوه و شکایت ادبی از روزگار تنظیم شده است که با لحنی ستایش‌آمیز و در عین حال گلایه‌مندانه، خطاب به وزیری صاحب‌جاه بیان گردیده است. شاعر در این قطعه، تضادی عمیق میان شکوهِ عصرِ حاکمیت وزیر و تنگدستیِ خود ترسیم می‌کند تا به شیوه‌ای بلیغ و غیرمستقیم، نیاز مالی خویش را به گوشِ مسئولِ امور برساند.

درون‌مایه اصلی شعر، گله از فقر و فلاکتی است که در زمانه‌ی رفاهِ عمومی، دامن‌گیر شاعر شده است. او با پیوند دادنِ وضعیتِ خویش به شخصیتِ برجسته‌ی وزیر، تلاش می‌کند تا ضمنِ بزرگداشتِ مقام او، با بیانی زیرکانه، استحقاقِ خود برای دریافتِ توجه و کمک را به اثبات برساند.

معنای روان

ای وزیری که ملک جاه تو راست از سماوات و ارض افزون عرض

ای وزیری که گستره‌ی شکوه و مقام تو حتی از پهنه‌ی آسمان‌ها و زمین نیز وسیع‌تر است.

نکته ادبی: واژه 'عرض' در اینجا به معنای پهنا و وسعت به کار رفته است.

از زمانه شکایتی دارم بر ضمیر تو کرد خواهی عرض

من از دست روزگار گله‌مندم و می‌خواهم این شکایت را نزد ذهنِ هوشمند و ضمیرِ آگاه تو بازگو کنم.

نکته ادبی: واژه 'عرض' در اینجا به معنایِ بازگو کردن و نشان دادن است که با بیت قبل جناس دارد.

چون روا باشد ای خلاصه عمر کی سزا باشد ای خلیفه ارض

ای که مانند جان برای من عزیزی و ای که نماینده‌ی عدالت بر روی زمین هستی، چگونه روا و شایسته است که وضعِ من چنین باشد؟

نکته ادبی: واژه 'ارض' به معنای زمین است و در اینجا برای تلمیح به جایگاهِ حکومتیِ وزیر به کار رفته است.

که در ایام دولت تو کسی که دعای تو باشد او را فرض

آیا شایسته است که در دورانِ حکومتِ تو، کسی که دعا کردن برای بقایِ دولتِ تو را بر خود واجب می‌داند، دچار این احوال شود؟

نکته ادبی: عبارت 'ایام دولت' به معنای دوره قدرت و پادشاهی است.

نخورد هیچ چیز الاغم نکند هیچ کار الا قرض

کسی که هیچ چیز برای خوردن ندارد مگر اندوه، و هیچ کاری از دستش برنمی‌آید جز آنکه زیر بارِ قرض برود.

نکته ادبی: استفاده از 'الا' در هر دو مصرع، تضاد بینِ نداشته‌ها و سختی‌های شاعر را با مهارت نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام عرض، ارض، فرض، قرض

شاعر با استفاده از واژگان هم‌قافیه که معانی متفاوتی (پهنا، زمین، واجب، بدهی) دارند، توانایی کلامی خود را به نمایش گذاشته است.

مبالغه از سماوات و ارض افزون عرض

بزرگ‌نماییِ مقام و جاهِ وزیر که فراتر از ابعاد هستی تصور شده است.

تضاد نخورد هیچ چیز الا غم / نکند هیچ کار الا قرض

تقابل میانِ خوردن (رفع نیاز) با غم و کار کردن (تلاش) با بدهکاری، برای به تصویر کشیدنِ فقر مطلق.