دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۳

سلمان ساوجی
ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب فیض احسان تو فایض بر سماوات است و ارض
سرمه از خاک رهت کردن فلک را فرض عین می کشد در دیده خود می کند بر عین فرض
عرض حالم راست طولی می کنم زان احتراز مختصر کاری است کارم چیست چندین طول و عرض
باید احسانی چنان کردن که بعد از خرج راه قرض خود بگزارم و بازم نباید کرد قرض

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالبِ یک مدیحه‌سراییِ هوشمندانه و ادیبانه سروده شده است. شاعر در آغاز، ممدوحِ خود را فردی بخشنده و دارای فیضی عام می‌داند که تأثیراتِ وجودی‌اش همچون نورِ خورشید، پهنه‌یِ آسمان و زمین را دربرگرفته است.

در بخشِ دوم، شاعر با زیرکی و پرهیز از اطناب (زیاده‌گویی در عرضِ حال)، درخواستِ مالیِ خود را مطرح می‌کند. مقصودِ نهاییِ او از این ستایش، دریافتِ کمکی است که نه تنها دیونِ گذشته‌اش را پاک کند، بلکه او را به استغنایی برساند که نیازی به استقراضِ مجدد نداشته باشد.

معنای روان

ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب فیض احسان تو فایض بر سماوات است و ارض

ای کسی که بخشندگی‌ات سرتاسر جهان را فراگرفته است؛ همان‌گونه که نورِ خورشید بی‌دریغ بر آسمان‌ها و زمین می‌تابد، لطف و احسانِ تو نیز شامل حالِ همگان است.

نکته ادبی: «فایض» به معنای جاری و منتشر است و «سماوات و ارض» نمادِ گستردگیِ جغرافیاییِ احسانِ ممدوح است.

سرمه از خاک رهت کردن فلک را فرض عین می کشد در دیده خود می کند بر عین فرض

آسمان آن‌چنان برای تو ارزش قائل است که خاکِ راهِ تو را همچون توتیایِ چشم (سرمه) برای خود واجب دانسته و آن را با اشتیاق به دیدگانش می‌کشد و این تکلیفِ خود را به بهترین نحو انجام می‌دهد.

نکته ادبی: ایهامِ زیبایی در «فرضِ عین» (واجب شرعی و عینی) و «عینِ فرض» (خودِ واجب) وجود دارد که مهارتِ شاعر را در بازی با کلمات نشان می‌دهد.

عرض حالم راست طولی می کنم زان احتراز مختصر کاری است کارم چیست چندین طول و عرض

درخواستِ من برای شرحِ وضعیت و یاری‌خواهی، طول و درازایِ زیادی پیدا کرده و من از این حاشیه‌پردازی دوری می‌کنم، چرا که مشکلِ من ساده و مختصر است و نیازی به این همه پیچیدگی در گفتار نیست.

نکته ادبی: «عرض حال» به معنای شرحِ وضعیت و درخواستِ یاری است و «طول و عرض» کنایه از اطناب و پرگویی است که شاعر از آن پرهیز می‌کند.

باید احسانی چنان کردن که بعد از خرج راه قرض خود بگزارم و بازم نباید کرد قرض

از تو درخواست دارم که چنان کمکی به من کنی که پس از تأمین هزینه‌هایِ زندگی و پرداختِ بدهی‌هایم، چیزی باقی بماند تا دیگر مجبور نباشم دوباره دستِ نیاز به سوی کسی دراز کنم.

نکته ادبی: «خرجِ راه» استعاره از هزینه‌هایِ زندگی است و تکرار واژه «قرض» بر ضرورتِ رهایی از دین و وام تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو نور آفتاب

تشبیه فیض و بخشش ممدوح به نور خورشید برای نشان دادن عمومیت و فراگیری آن.

جناس و ایهام فرض عین / عین فرض

بازی با کلمات که همزمان معنای واجب بودن و ضرورت را در دو جایگاه متفاوت (عینِ واجب و واجبِ عینی) ایفا می‌کند.

کنایه سرمه کردن خاک ره

کنایه از ارادت بسیار و تلاش برای کسب افتخار از طریق هم‌نشینی با بزرگان.

ایهام تناسب طول و عرض

بهره‌گیری از اصطلاحات هندسی برای بیان اطناب (طولانی بودن) در نوشتن و بیانِ درخواست.