دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۲

سلمان ساوجی
قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه به آرزوی تو برخاستم ز مسکن خویش
چو در جناب تو آمد شدم دراز کشید برفت آب و هوس کم شد و ندامت پیش
روا مدار کنون باز پس روم ز درت به خود فرو شده گریان و سر فکنده به پیش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه با لحنی آمیخته به طنز و صراحت، به تصویر کشیدن ناکامی در لحظه وصال می‌پردازد. شاعر از تضاد میان شور و حال اولیه که با قدرت و سرزندگی آغاز شده، با وضعیت انفعالی و شرم‌آوری که پس از رسیدن به معشوق رخ داده، سخن می‌گوید.

درونمایه اثر نوعی واگویه طنازانه از ضعف بشر و ناپایداری هیجانات است که در لحظات حساس، جای خود را به حسرت و ندامت می‌دهند. شاعر با صراحت از شکستِ غرور و توان جسمانی در برابر معشوق گلایه می‌کند و خواستار عدم پذیرش این شرمساری است.

معنای روان

قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه به آرزوی تو برخاستم ز مسکن خویش

ناگهان با شور و شوق، احساس توانمندی و سرزندگی، از خانه خود برخاستم تا به سوی تو بیایم و به خواسته و تمنای خویش برسم.

نکته ادبی: سرخ‌رو در اینجا کنایه از شادابی و داشتن غرور و توان جسمی است.

چو در جناب تو آمد شدم دراز کشید برفت آب و هوس کم شد و ندامت پیش

اما هنگامی که به حضور تو رسیدم، آن حال و توانِ پیشین به یکباره از دست رفت و فروکش کرد؛ میل و شور و حالم کم شد و پشیمانی بر من چیره گشت.

نکته ادبی: دراز کشیدن و رفتنِ آب، کنایاتی از فرهنگ ادبی قدیم برای اشاره به سستی و از دست رفتنِ نیروی جوانی یا توانِ جنسی است.

روا مدار کنون باز پس روم ز درت به خود فرو شده گریان و سر فکنده به پیش

اکنون روا مدار که با دلی گرفته، گریان و سرشکسته از درگاه تو بازگردم؛ از تو می‌خواهم که مرا به حال خود رها نکنی.

نکته ادبی: به خود فرو شدن کنایه از غرق شدن در غم و اندوهِ درونی و احساس شکست است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سرخ رو

اشاره به داشتنِ حالِ خوب، نشاط و توانمندیِ جسمانی.

کنایه دراز کشید

کنایه از سست شدن و از دست دادنِ هیجان و توانِ اولیه.

کنایه برفت آب

کنایه از از بین رفتنِ طراوت، نیروی حیاتی و اشتیاق شدید.