دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۱۰

سلمان ساوجی
از آبله جرب تن من شاخی است که غنچه گشت بارش
هر عضوی و صد هزار غنچه هر غنچه و صد هزار خارش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با استفاده از بیانی تند، آمیخته به طنز تلخ و اغراق، تصویری زنده و در عین حال دردناک از یک بیماری پوستی (مانند آبله یا جرب) ترسیم می‌کند. او اندام‌های آزرده از بیماری را به شاخه‌هایی تشبیه می‌کند که گویی گل می‌دهند، اما این گل‌ها نه لطافت بهاری، بلکه تاول‌های چرکین و خارش‌آور هستند.

هدف شاعر از این تصویرسازی، به نمایش گذاشتن نهایت زجر و کثرتِ آزاردهنده‌ی بیماری است. او با پیوند زدنِ امرِ ناخوشایندِ بیماری به استعاره‌های رویش و طبیعت، عمقِ گرفتاری و عذابِ مستمرِ ناشی از خارش‌های پی‌در‌پی را به شکلی حیرت‌آور و مبالغه‌آمیز بازنمایی می‌کند.

معنای روان

از آبله جرب تن من شاخی است که غنچه گشت بارش

از شدت بیماری آبله و جرب در تنم، زخم‌ها مانند شاخه‌ای برآمده‌اند که میوه و محصول آن غنچه‌هایی است که بر روی آن روییده است.

نکته ادبی: واژه «جرب» به معنای بیماری پوستی مسری (گال) است و ترکیب «شاخی است که غنچه گشت بارش» استعاره‌ای است که زخم‌های برآمده را به شاخه و غنچه‌ تشبیه کرده است.

هر عضوی و صد هزار غنچه هر غنچه و صد هزار خارش

در هر قسمت از اعضای بدنم صدها هزار غنچه (تاول) وجود دارد و هر غنچه خود مسبب صدها هزار خارش بی‌امان است.

نکته ادبی: استفاده از عبارت «صد هزار» به دفعات مکرر، بیانگر اغراق و مبالغه در وصف شدت و تعدد زخم‌ها و خارش‌های آزاردهنده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخی است که غنچه گشت بارش

تاول‌های بیماری به غنچه‌هایی تشبیه شده‌اند که گویی بر شاخه‌های تنِ بیمار روییده‌اند.

اغراق (مبالغه) صد هزار

شاعر با تکرار این عدد، شدت بسیار زیاد و غیرقابل‌شمارش زخم‌ها و خارش‌های ناشی از بیماری را به تصویر کشیده است.

تناقض (پارادوکس) غنچه و خارش

تصویرسازی لطیفِ غنچه برای پدیده‌ای ناخوشایند و دردناک مانند تاول و خارش، نوعی پارادوکس معنایی ایجاد کرده است.