دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۰۰

سلمان ساوجی
طریق نیست سفارش به آسمان کردن که سایه بر سر سکان ربع مسکون دار
نه عادت است به خورشید درد سر بردن که رحمتی کن و بر خاک عین لطف گمار
و یا به ابر گهربار درفشان گفتن که بر بنات از طریق لطف ببار
وگر نداشته بودی هزار پی عرضه رهی به حضرت خورشید آسمان مقدار
که بنده را ز عزیزان خویش طایفه ای به بارگاه سعادت گزیده اند خوار
تو آفتابی و ایشان چو ذره در نظرت ز حالشان نظر تربیت دریغ مدار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک عرض‌حال و درخواستِ مشفقانه سروده شده است. شاعر با لحنی ادیبانه و با استفاده از تمثیلات طبیعت‌گرایانه (خورشید، آسمان، ابر)، مقامِ والای مخاطب را یادآور می‌شود و او را بی‌نیاز از یادآوریِ وظایفِ انسانی‌اش می‌داند.

پیام اصلی، درخواستِ عنایت و توجهِ ویژه‌ی مخاطب به گروهی از نزدیکان شاعر است که در محضر او حضور دارند و نیازمندِ نگاهِ پدرانه و حمایت‌گرِ او هستند. در واقع، شاعر با ستایشِ بزرگ‌منشیِ مخاطب، راه را برای بیانِ درخواستِ خود هموار می‌کند.

معنای روان

طریق نیست سفارش به آسمان کردن که سایه بر سر سکان ربع مسکون دار

شایسته و مرسوم نیست که به آسمان درباره‌ی کارش سفارش کرد، چرا که آسمان به‌طور طبیعی سایه‌ی مهر خود را بر سرِ تمامِ ساکنان زمین گسترده است.

نکته ادبی: ربع مسکون اصطلاحی کهن در جغرافیا و ادبیات است که به معنای بخشِ مسکونی و آبادِ زمین به کار می‌رود.

نه عادت است به خورشید درد سر بردن که رحمتی کن و بر خاک عین لطف گمار

عادتِ پسندیده‌ای نیست که خورشید را برای تابیدن به زحمت انداخت، بلکه باید از او خواست تا با نگاهی پرمهر و لطیف بر خاک زمین بتابد.

نکته ادبی: درد سر بردن کنایه از مزاحمت ایجاد کردن و درخواستِ مکرر کردن است.

و یا به ابر گهربار درفشان گفتن که بر بنات از طریق لطف ببار

همچنین سزاوار نیست که به ابرِ باران‌زا و درخشانِ آسمان دستور داد، بلکه باید از او خواست تا با مهربانیِ تمام، بر زمینیان ببارد.

نکته ادبی: بنات در این بیت استعاره‌ای از زمینیان یا موجوداتِ نیازمندِ رحمت است که در ادبیاتِ کهن گاه به معنای ستاره نیز به کار می‌رود.

وگر نداشته بودی هزار پی عرضه رهی به حضرت خورشید آسمان مقدار

اگر به دلیلِ وجودِ هزاران حاجت و ضرورت نبود، هرگز راهی به سویِ بارگاهِ بلندمرتبه و خورشیدمانندِ تو نمی‌یافتم.

نکته ادبی: پی عرضه در اینجا به معنای انگیزه یا دلیل برای ارائه کردنِ حاجت و درخواست است.

که بنده را ز عزیزان خویش طایفه ای به بارگاه سعادت گزیده اند خوار

زیرا گروهی از نزدیکان و عزیزانِ من در بارگاهِ پر سعادتِ تو، با حالتی فروتن و نیازمند حضور دارند.

نکته ادبی: واژه خوار در ادبیات کلاسیک همواره به معنای پستی و حقارت نیست، بلکه در اینجا به معنای شکسته‌حالی و تواضع در برابرِ ممدوح است.

تو آفتابی و ایشان چو ذره در نظرت ز حالشان نظر تربیت دریغ مدار

تو مانند خورشیدی هستی و آنان در برابرِ عظمتِ تو چون ذراتِ گرد و غبارند؛ پس نگاهِ تربیت‌کننده و حمایت‌گرِ خود را از آنان دریغ مکن.

نکته ادبی: ذره در عرفان و ادب فارسی نمادِ ناچیزی در برابرِ تجلیِ عظیمِ خداوند یا ممدوح است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل تشبیه ممدوح به خورشید و آسمان

شاعر برای بیانِ عظمت و بخشندگیِ مخاطب، او را به مظاهرِ طبیعیِ بخشش (خورشید، آسمان، ابر) تشبیه کرده است.

اغراق ذره دانستنِ نزدیکان

شاعر با کوچک شمردنِ نزدیکان در برابرِ ممدوح، بر بزرگی و شکوهِ ممدوح تأکید می‌کند.

کنایه درد سر بردن

اشاره به مزاحمتِ کلامی و درخواست‌های خسته‌کننده از افرادِ بزرگ.