دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۸۲

سلمان ساوجی
ای خسروی که دست و دل کامگار تو کار جهان به تیغ جهانگیر می کنند
شیران رایت تو هژبران رزم را در مرغزار معرکه به نخجیر می کنند
آیات فتح را به زبان و سنان و تیغ پیوسته اولیای تو تفسیر می کنند
اقبال تا به دامن جاه تو چنگ زد حساد ناله زارتر از زیر می کنند
آب از هوای لطف تو دیوانه می شود زان دست و پای آب به زنجیر می کنند
مقصود مقریان قماری دعای توست زان ناله ها که در شب و شبگیر می کنند
خورشید طلعتا و زرای تو وجه من اکنون سر ماه رفت که تدبیر می کنند
در کار بنده خرد و بزرگ آنچه راستی است تاخیرها نموده و تقصیر می کنند
انعام شاه و حکم امیرست و من غریم وجهی است دادنی به چه تاخیر می کنند؟
اکنون به لطف خویش ازیشان سوال کن تا خود درین قضیه چه تقریر می کنند
بازار تیغ و کلک تو همواره تیز باد تا کار ملک راستی از تیر می کنند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر در قالب قصیده و در ستایش پادشاهی مقتدر سروده شده است. شاعر در آغاز، با بیانی فاخر و حماسی، شکوه، قدرت نظامی و نفوذ معنوی ممدوح را به تصویر می‌کشد و او را محورِ نظمِ جهان و پیروزی‌های پی‌درپی می‌داند.

در بخش دوم، شاعر با تغییر لحن از ستایش محض به سوی گلایه و درخواست شخصی می‌رود. او به صراحت از تأخیر در پرداختِ صله یا حق‌الزحمه‌ی خود توسط کارگزارانِ دستگاهِ شاهی شکایت کرده و از پادشاه می‌خواهد تا با اعمالِ اقتدارِ خویش، دستورِ پرداختِ مطالبات او را صادر کند.

معنای روان

ای خسروی که دست و دل کامگار تو کار جهان به تیغ جهانگیر می کنند

ای پادشاهی که دست بخشنده و قلب کامروا و پیروزمند تو، به مددِ تیغی که سراسر جهان را مسخر می‌کند، سرنوشتِ امورِ عالم را رقم می‌زند.

نکته ادبی: خسرو به معنای پادشاه و کامگار به معنای کسی است که به کام و مراد خود می‌رسد.

شیران رایت تو هژبران رزم را در مرغزار معرکه به نخجیر می کنند

تصویر شیرانی که بر پرچم‌های تو نقش بسته، چنان شکوهی دارد که گویی در میدان نبرد، دلاورانِ دشمن را همچون شکار در چنگ خود گرفته‌اند.

نکته ادبی: هژبر و نخجیر هر دو از واژگان اصیل فارسی به ترتیب به معنای شیر و شکار هستند.

آیات فتح را به زبان و سنان و تیغ پیوسته اولیای تو تفسیر می کنند

نشانه‌های پیروزیِ تو را دوستان و یارانِ وفادارت، هم با کلام و تبلیغ و هم با ضربِ شمشیر برای همگان معنا و اثبات می‌کنند.

نکته ادبی: سنان به معنای سر نیزه است و در اینجا کنایه از جنگ‌افزار و قدرت نظامی است.

اقبال تا به دامن جاه تو چنگ زد حساد ناله زارتر از زیر می کنند

از زمانی که بخت و اقبال به دامانِ شکوه تو چنگ انداخت، حسودانت چنان ناله‌هایی از سرِ زبونی سر می‌دهند که از صدایِ «زیر» (سیمِ نازکِ) ساز نیز پرسوزتر است.

نکته ادبی: زیر در موسیقی ایرانی به سیم نازک و پرصدا گفته می‌شود و اینجا ایهام زیبایی با معنای عادی (پایین‌تر) دارد.

آب از هوای لطف تو دیوانه می شود زان دست و پای آب به زنجیر می کنند

آب (نهرها و رودها) از شوقِ لطف و احسان تو گویی بی‌قرار و دیوانه گشته، از این رو برای مهارِ آن (با ایجاد سد و کانال‌کشی) دست و پایش را به زنجیر کشیده‌اند.

نکته ادبی: این بیت کنایه‌ای زیبا از آبادانی و مهار آب توسط پادشاه است.

مقصود مقریان قماری دعای توست زان ناله ها که در شب و شبگیر می کنند

هدفِ تمامِ قاریان و دعاکنندگان از راز و نیاز در دلِ شب و سحرگاهان، دعا برای طول عمر و سلامتِ توست.

نکته ادبی: شبگیر به معنای وقتِ سحر و سپیده‌دم است.

خورشید طلعتا و زرای تو وجه من اکنون سر ماه رفت که تدبیر می کنند

ای کسی که رخسارت چون خورشید درخشان است، طلبِ من مدت‌هاست که بر عهده‌ی توست؛ اکنون یک ماه می‌گذرد که مسئولان وعده و وعید می‌دهند و کار را به تعویق می‌اندازند.

نکته ادبی: وجه به معنای پول و نقدینه است.

در کار بنده خرد و بزرگ آنچه راستی است تاخیرها نموده و تقصیر می کنند

در موردِ حق‌الزحمه‌ی این بنده، تمامیِ مسئولانِ کوچک و بزرگ، تنها کوتاهی و امروز و فردا کردن پیشه کرده‌اند.

نکته ادبی: تقصیر به معنای کوتاهی و اهمال است.

انعام شاه و حکم امیرست و من غریم وجهی است دادنی به چه تاخیر می کنند؟

این حق، بخششِ شاهانه و دستورِ امیر است و من نیز طلبکارم؛ با وجودِ قطعی بودنِ آن، چرا در پرداختش این‌همه درنگ می‌کنند؟

نکته ادبی: غریم واژه‌ای است به معنای بدهکار یا طلبکار که در اینجا به معنای دوم است.

اکنون به لطف خویش ازیشان سوال کن تا خود درین قضیه چه تقریر می کنند

اکنون با مهر و بزرگواریِ خویش از آنان بازخواست کن تا ببینیم در برابر این حقیقت چه توجیهی برای تأخیرِ خود دارند.

نکته ادبی: تقریر به معنای بیان کردن و توضیح دادن است.

بازار تیغ و کلک تو همواره تیز باد تا کار ملک راستی از تیر می کنند

امید که بازارِ شمشیر و قلمِ تو همیشه گرم و برنده باشد، تا زمانی که امورِ ملک و کشورداری با تدبیرِ تو مستقیم و سامان‌یافته باقی می‌ماند.

نکته ادبی: تیر در اینجا علاوه بر معنای پیکان، ایهام به معنای راستی و درستی (تیرِ مستقیم) نیز دارد.

آرایه‌های ادبی

ایهام زیر

اشاره به سیم نازک ساز در مقابل صدای ناله، و همچنین کنایه از پایین‌تر بودن.

استعاره زنجیر کردن آب

تشبیه مهار کردن جریان آب (سدسازی) به زندانی کردن یک موجود دیوانه.

مبالغه شیران رایت

بزرگ‌نمایی قدرت نظامی پادشاه با جان‌بخشی به تصاویر روی پرچم‌های جنگی.

کنایه تیغ جهانگیر

کنایه از قدرت نظامی و پیروزی‌های پادشاه.