دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۸۱

سلمان ساوجی
دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد ملک و اسباب و زن و فرزند را مرهون کنند
سخت می ترسم ازین معنی که خاص و عام ملک از تو برگردند و رو با حضرت بی چون کنند
از عوانان ممالک گردن یک تن بزن تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند
پادشاها از پی صد مصلحت یک خون بکن پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در شمارِ قطعات تعلیمی و اندرزنامه‌ای است که خطاب به حاکم سروده شده و بر پایه اصول حکمرانی عادلانه استوار است. شاعر با تکیه بر این اصل که بقای پادشاهی در گرو رضایت مردمان است، آسیب‌های ناشی از فشارهای اقتصادی و ستم کارگزاران را گوشزد می‌کند.

درونمایه متن، تضاد میان حکومتِ دادگستر و حکومتِ ستم‌پرور است. نویسنده استدلال می‌کند که پادشاه باید با شناسایی و مجازات عناصر مفسد، خشنودی عمومی را جلب کند، نه اینکه با چشم‌پوشی از ظلمِ کارگزاران، پیوند میان ملت و دولت را از هم بگسلد.

معنای روان

دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد ملک و اسباب و زن و فرزند را مرهون کنند

ای کسی که پشتیبان دین و شریعت هستی، آیا شایسته و رواست که مردم به دلیلِ مالیات‌های اضافی و سنگین، مجبور شوند دارایی، خانه و زندگی، و حتی خانواده خود را نزد طلبکاران در گرو بگذارند و بدین‌سان هستیِ خود را بر باد دهند؟

نکته ادبی: مستزاد در این بافتار به معنای خراج یا مالیاتی است که بیش از حدِ معمول و به ناحق بر مردم تحمیل می‌شود. مرهون کردن به معنای به گرو گذاشتن دارایی برای وام است.

سخت می ترسم ازین معنی که خاص و عام ملک از تو برگردند و رو با حضرت بی چون کنند

من از این وضعیت بسیار بیمناکم که به خاطر این جور و جفا، هم مردم عادی و هم بزرگانِ کشور از تو رویگردان شوند و چون پناهی در این دنیا نمی‌یابند، دست به دعا بردارند و دادخواهیِ خود را مستقیماً نزد پروردگار بی‌همتا و بدون چون و چرای عالم ببرند.

نکته ادبی: حضرت بی‌چون کنایه‌ای از خداوند متعال است؛ کسی که از صفاتِ خلایق مبراست و همتایی ندارد. خاص و عام به معنای عموم مردم و طبقات ممتاز جامعه است.

از عوانان ممالک گردن یک تن بزن تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند

برای اصلاح امور، یکی از کارگزاران و مأموران ستمگرِ ممالک را مجازات کن و گردنش را بزن تا مردم با دیدن عدالتِ تو، شادمان شوند و رنجی که از دست آن شخصِ پلید کشیده‌اند، به آرامش و رضایت تبدیل شود.

نکته ادبی: عوانان جمعِ عوان به معنای مأموران خشن، حکامِ ظالم و کسانی است که با قساوت، حقوق مردم را پایمال می‌کنند.

پادشاها از پی صد مصلحت یک خون بکن پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند

ای پادشاه، به خاطر صد مصلحتِ عمومی و برای بهبود وضع جامعه، تنها خونِ یک نفر (شخص مفسد) را بریز؛ زیرا رسمِ پادشاهانِ ستمگر این است که برای رسیدن به یک مصلحتِ شخصی و کوچک، خون صدها نفر را به ناحق می‌ریزند.

نکته ادبی: در این بیت نوعی تضاد و تقابلِ منطقی میانِ کنشِ پادشاهِ عادل (یک خون برای صد مصلحت) و پادشاهِ ستمگر (صد خون برای یک مصلحت) وجود دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) یک خون و صد خون

شاعر با تقابلِ این دو تعبیر، تفاوتِ بنیادین میانِ عدالت‌ورزی و ستمگری را به تصویر کشیده است.

کنایه حضرت بی چون

اشاره کنایی به خداوند متعال که ذاتِ او فارغ از چون و چرا و اوصاف بشری است.

کنایه گردن زدن

اشاره به مجازاتِ سخت و اعدام که نمادِ برخوردِ قاطع با مفسدان است.