دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۸۰

سلمان ساوجی
شاها وزرایی که امینان امیرند بی وجه مرا در پی خود چند دوانند
بودند بران عزم که مرسوم رهی را امسال نرانند و کنون نیز برآنند
هر کیسه که من بر کرمت دوخته بودم یک یک بدر دیدند و شب و روز درآنند
نه خلق پسندد نه خدا کانچه خداوند بخشد به دعاگو دگران باز ستانند
چون قاعده رسم مرا شاه نهادست برداشتن رسم تو ایشان نتوانند
موقوف رسانیدن پروانه عالی است وجه من و یک جو نرسد تا نرسانند
ماننده آبی است که در راه بماند مرسوم دعاگوی بفرما که برانند
در دولت شاهی ابدالدهر بمانی تا دولت و شاهی ابدالدهر بمانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، شکوائیه‌ای است در قالب شعر که شاعر خطاب به پادشاه، از سنگ‌اندازی‌ها و کارشکنی‌های وزیران و کارگزارانِ دربار گلایه می‌کند. درونمایه اصلی متن، اعتراض به تعلل و مانع‌تراشی این افراد در پرداخت مقرری و حقوقِ مصوبِ شاعر است که او را در مضیقه قرار داده‌اند.

شاعر در این کلام، با لحنی محترمانه اما صریح، از پادشاه یاری می‌طلبد و این کارگزاران را کسانی معرفی می‌کند که به جای امانت‌داری، با بی‌توجهی به دستوراتِ صادر شده، حقِ مسلم او را گروگان گرفته‌اند و او را سرگردان کرده‌اند. در نهایت، با استفاده از تشبیهی زیبا، خواستارِ جاری شدنِ دوباره‌ی این حقوق می‌شود و با دعایی در حقِ پادشاه، کلام را به پایان می‌برد.

معنای روان

شاها وزرایی که امینان امیرند بی وجه مرا در پی خود چند دوانند

ای پادشاه، وزیرانی که خود را امین و نزدیک به شما می‌دانند، بدون هیچ دلیل منطقی و موجهی، مرا مدام به دنبال خود می‌کشانند و از پرداخت حقم طفره می‌روند.

نکته ادبی: ترکیب «امینان امیر» کنایه‌ای طنزآمیز است که نشان‌دهنده تضاد میان ادعای امانتداری آنان و رفتار ناصوابشان است.

بودند بران عزم که مرسوم رهی را امسال نرانند و کنون نیز برآنند

آن‌ها تصمیم گرفته بودند که حقوقِ ناچیزِ مرا امسال پرداخت نکنند و متأسفانه تا این لحظه نیز همچنان بر همین تصمیمِ ناعادلانه باقی مانده‌اند.

نکته ادبی: واژه «رهی» به معنای بنده و غلام است که شاعر با تواضعی ادیبانه خود را این‌گونه خطاب کرده است.

هر کیسه که من بر کرمت دوخته بودم یک یک بدر دیدند و شب و روز درآنند

تمام امید و چشم‌داشتی که به کرم و بخشش تو بسته بودم، آن‌ها با مانع‌تراشی پاره کردند و شب و روزِ خود را صرفِ جلوگیری از رسیدنِ آن به من کرده‌اند.

نکته ادبی: «کیسه دوختن» کنایه از امید بستن و «بدر دیدن» در اینجا به معنای پاره کردن و از بین بردن است.

نه خلق پسندد نه خدا کانچه خداوند بخشد به دعاگو دگران باز ستانند

نه در نظرِ مردم و نه در پیشگاه خدا پسندیده نیست که آنچه را پادشاه به عنوان بخشش به دعاگوی خود عطا می‌کند، دیگران به زور یا با مانع‌تراشی پس بگیرند.

نکته ادبی: «خداوند» در اینجا به معنای صاحبِ اختیار و پادشاه است.

چون قاعده رسم مرا شاه نهادست برداشتن رسم تو ایشان نتوانند

از آنجا که دستور و قانونِ پرداختِ این مقرری را شخصِ پادشاه نهاده است، وزیران حق ندارند که چنین رسمی را لغو کرده یا مانع اجرای آن شوند.

نکته ادبی: «قاعده رسم» به معنای سنت و قانونِ جاری در دربار برای پرداخت حقوق است.

موقوف رسانیدن پروانه عالی است وجه من و یک جو نرسد تا نرسانند

پرداختِ حقوق من منوط به صدورِ فرمان و پروانه‌ی عالیِ پادشاه است؛ تا وقتی که آن‌ها (کارگزاران) این دستور را به جریان نیندازند، حتی یک جو از این پول به دست من نخواهد رسید.

نکته ادبی: «پروانه عالی» اشاره به حکمِ رسمی و مکتوبِ پادشاه دارد.

ماننده آبی است که در راه بماند مرسوم دعاگوی بفرما که برانند

حقوقِ من درست مانند آبی است که در مسیرِ جریان، سدی برایش ایجاد شده و در راه مانده است؛ دستور بده تا این مانع را بردارند و آن را جاری کنند.

نکته ادبی: تشبیه «مرسوم» به «آبی که در راه مانده» تصویرسازی زیبایی برای نمایشِ تعلیق و بلاتکلیفی است.

در دولت شاهی ابدالدهر بمانی تا دولت و شاهی ابدالدهر بمانند

خداوند تو را در سایه دولت و سلطنت تا ابد پاینده بدارد، آن‌چنان‌که خودِ این دولت و شکوهِ شاهی نیز تا پایان روزگار برقرار بماند.

نکته ادبی: «ابدالدهر» به معنای همیشگی و تا ابدِ روزگار است که در پایانِ ابیات، رسمِ ادب را به جای آورده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کیسه دوختن

به معنای امید بستن و انتظارِ دریافتِ پاداش داشتن.

تشبیه ماننده آبی است که در راه بماند

تشبیه حقوق و مقرری معوقه به آبِ محبوس و راکد برای نشان دادنِ توقفِ جریانِ درآمد شاعر.

تناقض (ایهام) امینان امیر

استفاده از واژه‌ی امین برای کسانی که با اعمالِ خود، عدمِ امانتداری‌شان را ثابت کرده‌اند.

مجاز یک جو

نمادی برای کوچک‌ترین مقدار از چیزی (کمترین میزانِ پول یا حقوق).