دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۷۲

سلمان ساوجی
خسروا این امیر کرمان چند کفن خود چو کرم پیله تند
خیل کرمان تو مورگیر و ملخ با سلیمان و ملک او چه زند
آفرین بر ثبات و حلم تو کو پشت کوه از شکوه می شکند
صبر ایوبی تو کرمان را من بر آنم که زود بر فکند
گور اگر با پلنگ جوید جنگ گور خود را بدست خویش کند
عقل داند که عاقبت چه بود روبهی را که قصد شیر کند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری، بیانی است در ستایش قدرت و شکوه یک فرمانروای مقتدر و در عین حال نکوهشِ کبر و غرور بی‌پایه حاکم کرمان. شاعر با نگاهی استعلایی، جایگاه قدرتِ حقیقی را در برابرِ ادعاهای پوچ قرار می‌دهد و هشدار می‌دهد که ستیز با قدرتی که تکیه بر حقیقت دارد، جز به نابودیِ ستیزه‌جو نمی‌انجامد.

فضا و لحن شعر، سرشار از توبیخ و نهیب است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های حیوانی و اسطوره‌ای، مخاطب را به درک توازن قوا فرا می‌خواند؛ گویی حاکم کرمان در کمال ساده‌لوحی، در حالِ رقم زدنِ پایانِ کارِ خویش است و در برابرِ ابهتِ مخاطبِ شعر، چون خسی در برابر طوفان به شمار می‌رود.

معنای روان

خسروا این امیر کرمان چند کفن خود چو کرم پیله تند

ای پادشاه، تا کی این حاکم کرمان می‌خواهد مانند کرم ابریشم که با تنیدن پیله به دور خود، راهِ نفسش را می‌بندد، با کارهای نابخردانه، برای خویش کفن ببافد و زمینه نابودی خود را فراهم کند؟

نکته ادبی: تند از مصدر تنیدن به معنای بافتن است. تشبیه حاکم به کرم ابریشم کنایه از خودتخریبی و نابودی به دست خویش است.

خیل کرمان تو مورگیر و ملخ با سلیمان و ملک او چه زند

سپاه و دارودسته کرمان که توانی جز در حد صید مورچه و ملخ ندارند، در برابر حشمت و پادشاهیِ شخصی چون سلیمان، چه قدرتی دارند و چگونه جرأتِ خودنمایی می‌کنند؟

نکته ادبی: سلیمان در ادبیات فارسی نماد پادشاهی و قدرت مطلق است. استفاده از واژه ملخ و مورچه برای تحقیر سپاه حریف است.

آفرین بر ثبات و حلم تو کو پشت کوه از شکوه می شکند

آفرین بر استقامت و بردباریِ تو که عظمت و هیبت آن، چنان است که حتی کوه‌ها را از شکوهِ خود متلاشی می‌کند.

نکته ادبی: شبهِ جمله «آفرین» برای تحسین به کار رفته و «شکوه» عاملِ شکافتنِ کوه دانسته شده که نوعی اغراق هنری است.

صبر ایوبی تو کرمان را من بر آنم که زود بر فکند

آن صبر و شکیباییِ عمیقی که تو در برابرِ گستاخی‌های کرمان به خرج می‌دهی، مرا به این باور رسانده است که به‌زودی ریشه آن‌ها را برخواهی کند و کارشان را یکسره خواهی کرد.

نکته ادبی: صبر ایوبی کنایه از صبر و بردباری بسیار زیاد و طاقت‌فرساست.

گور اگر با پلنگ جوید جنگ گور خود را بدست خویش کند

اگر یک گورخر به خیال خام خود قصد جنگ با پلنگ را کند، در حقیقت با دستان خودش قبر خویش را حفر کرده و مرگ خود را رقم زده است.

نکته ادبی: تمثیلی است برای نشان دادنِ سرانجامِ حماقتِ کسی که با قدرتی فراتر از توانِ خود می‌ستیزد.

عقل داند که عاقبت چه بود روبهی را که قصد شیر کند

عقل و خردِ بیدار می‌داند که عاقبتِ آن روباهی که بخواهد با شیر دربیفتد و با او بجنگد، جز تباهی نخواهد بود.

نکته ادبی: تضاد میان روباه (نماد حیله‌گری و ضعف) و شیر (نماد قدرت و بزرگی) برای تبیینِ جایگاهِ دو سویِ نبرد استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کفن خود چو کرم پیله تند

تشبیه کارِ بیهوده حاکم کرمان به کرم ابریشم که با تنیدن پیله، خود را محبوس و نابود می‌کند.

تلمیح سلیمان

اشاره به حضرت سلیمان به عنوان الگو و نماد قدرت الهی و پادشاهی باشکوه.

تمثیل گور و پلنگ / روباه و شیر

استفاده از تضاد حیوانی برای نشان دادنِ عاقبتِ ستیزِ فردِ ضعیف با قدرتمند.

اغراق پشت کوه از شکوه می‌شکند

بزرگ‌نماییِ هیبت و شکوه مخاطب تا حدی که کوه‌ها را متلاشی می‌کند.