دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۶۹

سلمان ساوجی
پادشاها بندگان درگه احسان تو هر یک از هر جنس چندین چارپا بسته اند
چند نوبت خواستم اسبی به اسبی با رهی این چنین میر اخران چرا در بسته اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضای دربار و مناسبات میان شاعر و دستگاه قدرت را به تصویر می‌کشد. شاعر با مشاهده وفور نعمت و ثروتِ انباشته در اصطبل‌های سلطنتی، لب به شکایت می‌گشاید و از این‌که علی‌رغم این همه دارایی، درخواست کوچک او برای داشتن یک مرکب بی‌پاسخ مانده است، ابراز گلایه می‌کند.

درونمایه اصلی این ابیات، تضاد میان شکوه ظاهری و بخشندگیِ ادعاییِ دستگاه پادشاهی با خساست یا مانع‌تراشیِ اطرافیان و کارگزاران است. شاعر در این قطعه با لحنی پرسشگرانه، ناکارآمدی یا کارشکنیِ مسئولان دربار را زیر سوال می‌برد.

معنای روان

پادشاها بندگان درگه احسان تو هر یک از هر جنس چندین چارپا بسته اند

ای پادشاه، زیردستان و همراهانِ آستانِ بخشنده تو، هر کدام به تعداد فراوان، انواع چهارپایان را در اختیار دارند و اسب‌های بسیاری در اصطبل‌های تو گرد آورده‌اند.

نکته ادبی: چارپا کنایه از اسب و مرکب است. ترکیب درگه احسان اشاره به جایگاه پادشاه به عنوان منبع فیض و بخشش دارد.

چند نوبت خواستم اسبی به اسبی با رهی این چنین میر اخران چرا در بسته اند

من چندین بار درخواست کردم که اسبی برای سفر به من بدهند، اما نمی‌دانم چرا مسئولان اصطبل (میرآخورها) راه را بر من بسته‌اند و با درخواست من موافقت نمی‌کنند.

نکته ادبی: میرآخور در متون قدیم به معنای رئیس اصطبل شاهی است. عبارت در بسته اند کنایه از مانع‌تراشی و دریغ کردنِ کمک است.

آرایه‌های ادبی

کنایه در بسته اند

اشاره به مانع‌تراشی، سخت‌گیری و عدم پاسخگویی به درخواستِ شاعر.

تضاد وفور چهارپایان و نرسیدن اسب به شاعر

تقابل میان ثروتِ انباشته در دربار و ناتوانی در دریافت یک اسب برای سفر که باعث برجسته شدنِ گلایه شاعر شده است.

تکرار اسبی به اسبی

تکرار واژه برای تأکید بر استمرارِ درخواست و لجاجتِ شاعر در پیگیری حاجتِ خود.