دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۶۴

سلمان ساوجی
ای شهنشاهی جوانبختی که در معراج جاه شهسوار همتت تا قرب اوادنی براند
بر براق همتت تا دید گردون بر عروج بر زبان صد بار سبحان الذی اسری براند
از نشان پایه قدرت نشد آگاه وهم گرچه صد منزل فزون از طارم اعلی براند
برنشست امروز دستت خامه پی کرده را بی توقف بر سواد عالم بالا براند
در پناه راعی عدل رعیت پرورت گله گرگ کهن را بره تنها براند
آسمان قد را خداوندا دعاگو می کند بهر مقصودی ردیف شعر خود عمدا براند
تا شنیدم از زبان صادق القولی که شاه بر زبان سی عقد صد کانی به نام ما براند
با دل خود گفتم ار چه پیش ازین بودت طمع دولت شه باد چه توان این قدر حالا براند
بنده زان شادی که سلطان برد نامم بر زبان این سخن را بارها با هر کسی هر جا براند
بلکه بر بالای چرخم تیر بر بالای چرخ ثبت کرد این مبلغ و بر جمع سر بالا براند
دوش گفتندم یکی از نایبان حضرتش مبلغی کم کرد ازان باقیش بر اثنا براند
گفتم این معنی کجا دارد روا شاهی که او ابر را ادرار داد و بحر را اجرا براند
نیست لشکر قلب دشمن زر سلمان که او زد بران انداخت بعضی را و بعضی را براند
سایه شه بر سرم بادا که هر کو بر سرش سایه شه بود دولتهای مستوفا براند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه، ستایش‌نامه‌ای است که در آن شاعر ضمن توصیف شکوه و جلال و مراتب روحانی و سیاسی ممدوح، به موضوعی شخصی نیز می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم دینی و استعارات بلند، ممدوح را در جایگاهی والا می‌نشاند تا بستر را برای طرح خواسته یا گلایه خود فراهم کند.

در بخش دوم، شعر از مدح محض به شکوهی ظریف تغییر لحن می‌دهد؛ جایی که شاعر از بخشش شاه سخن می‌گوید اما از کاهش آن توسط عوامل و نایبان گلایه دارد. این تضاد میان بخشندگیِ بی‌کران شاه (که چون ابر و دریاست) و اهمال اطرافیان، هسته مرکزی این روایت را تشکیل می‌دهد تا در نهایت، با دعایی برای بقای سایه شاه به پایان رسد.

معنای روان

ای شهنشاهی جوانبختی که در معراج جاه شهسوار همتت تا قرب اوادنی براند

ای پادشاهی که از اقبالی جوان و نیکو برخوردار هستی، همت بلند و شخصیت والای تو به چنان مقام و قربی از درگاه الهی دست یافته که گویی به مقامِ «قابَ قَوسَینِ اَو اَدنی» (نزدیک‌ترین فاصله به حق) رسیده است.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۹ سوره نجم در قرآن کریم که وصف معراج پیامبر اسلام است.

بر براق همتت تا دید گردون بر عروج بر زبان صد بار سبحان الذی اسری براند

هنگامی که آسمان و افلاک، عزم و همت تو را چون مرکبی تندرو دیدند که به معراج صعود می‌کند، از حیرت و ستایش، زبان به ذکرِ «سُبحانَ الَّذی اَسری» (منزه است خدایی که بنده اش را شبانه سیر داد) گشودند.

نکته ادبی: براق در ادبیات فارسی نماد مرکب پیامبر در شب معراج است.

از نشان پایه قدرت نشد آگاه وهم گرچه صد منزل فزون از طارم اعلی براند

حتی قدرتِ وهم و خیال نیز نمی‌تواند به عمق و جایگاه قدرت تو پی ببرد، اگرچه وهم بخواهد صدها مرحله فراتر از بالاترین طبقه آسمان پرواز کند.

نکته ادبی: طارم اعلی کنایه از بالاترین و رفیع‌ترین جایگاه در کیهان‌شناسی قدیم است.

برنشست امروز دستت خامه پی کرده را بی توقف بر سواد عالم بالا براند

امروز دست تو قلم را (که همچون اسبی راهوار است) به حرکت درآورده و آن را بدون هیچ درنگی تا قلمرو عالم بالا و عرش به پرواز درمی‌آورد.

نکته ادبی: خامه به معنی قلم و پی کرده به معنای اسبی است که برای تندیِ بیشتر، پایش را می‌بندند یا داغ می‌کنند، استعاره از قلمِ توانا.

در پناه راعی عدل رعیت پرورت گله گرگ کهن را بره تنها براند

در سایه عدالت و حمایت تو، امنیت چنان برقرار است که بره، بدون هراس، در کنار گرگ‌های کهن و درنده زندگی می‌کند و کسی به او آسیبی نمی‌رساند.

نکته ادبی: اشاره به تضادِ عدلِ حاکم که حتی ذات‌های متضاد (گرگ و میش) را در کنار هم آرام نگه می‌دارد.

آسمان قد را خداوندا دعاگو می کند بهر مقصودی ردیف شعر خود عمدا براند

خداوند، آسمانِ بلندپایه را وادار به دعاگویی برای تو کرده است و من نیز برای رسیدن به مقصودم، عمداً شعر خود را به نام تو مزین می‌کنم.

نکته ادبی: ردیف در اینجا هم به معنی قافیه و هم به معنی نظم بخشیدن به کلام است.

تا شنیدم از زبان صادق القولی که شاه بر زبان سی عقد صد کانی به نام ما براند

زمانی که از زبان شخصی راست‌گو شنیدم که شاه دستور داده است مبلغی (سی عقد) به عنوان هدیه به نام ما بپردازند، بسیار خوشحال شدم.

نکته ادبی: سی عقد و صد کانی، اصطلاحات قدیمی برای توصیف مقدار یا نوع خاصی از سکه و هدیه درباری است.

با دل خود گفتم ار چه پیش ازین بودت طمع دولت شه باد چه توان این قدر حالا براند

با خود گفتم اگرچه پیش از این طمع بیشتری داشتم، اما همین مقدار هدیه از دولتِ شاه، برای من کافی است و دیگر چه می‌توان کرد؟

نکته ادبی: دولت در اینجا به معنای بخت، اقبال و ثروتِ حاکم است.

بنده زان شادی که سلطان برد نامم بر زبان این سخن را بارها با هر کسی هر جا براند

بنده از آن جهت که سلطان نام مرا بر زبان آورده است، چنان شادمانم که این خبر را با افتخار برای هر کسی در هر جایی بازگو می‌کنم.

نکته ادبی: ذکرِ نام شاعر توسط سلطان، نوعی اعتبار اجتماعی در آن روزگار محسوب می‌شده است.

بلکه بر بالای چرخم تیر بر بالای چرخ ثبت کرد این مبلغ و بر جمع سر بالا براند

بلکه فراتر از این، من این خبر را تا آسمان‌ها رسانده‌ام و چنان به این مبلغِ اهدایی افتخار می‌کنم که گویی آن را در بالاترین جایگاه آسمان ثبت کرده‌ام.

نکته ادبی: استعاره از سربلندی و فخر فروشی در حد افلاک.

دوش گفتندم یکی از نایبان حضرتش مبلغی کم کرد ازان باقیش بر اثنا براند

اما دیشب یکی از نایبان و کارگزاران دربار به من گفت که بخشی از آن مبلغ را کم کرده و تنها قسمتی از آن را برای تو در نظر گرفته‌اند.

نکته ادبی: در اینجا شعر لحنِ اعتراضی و گلایه‌آمیز به خود می‌گیرد.

گفتم این معنی کجا دارد روا شاهی که او ابر را ادرار داد و بحر را اجرا براند

گفتم مگر چنین چیزی رواست؟ پادشاهی که سخاوتش مانند ابر باعث باران و رزق است و فرمانش دریاها را به جریان می‌اندازد، چگونه ممکن است هدیه‌اش کم شود؟

نکته ادبی: واژه ادرار در متون کهن به معنای بخششِ مستمر یا حقوق و وظیفه است و معنای امروزی ندارد.

نیست لشکر قلب دشمن زر سلمان که او زد بران انداخت بعضی را و بعضی را براند

زر و سکه‌های تو، همچون لشکریانِ قلبیِ دشمن نیست که فرمانده بخواهد بعضی را بکشد و بعضی را براند؛ یعنی این بخشش نباید با سیاستِ نظامی و تنگ‌نظری همراه باشد.

نکته ادبی: قلب در اینجا می‌تواند هم به معنای قلبِ لشکر (مرکز سپاه) و هم به معنای دگرگونی باشد.

سایه شه بر سرم بادا که هر کو بر سرش سایه شه بود دولتهای مستوفا براند

امیدوارم سایه تو همیشه بر سر من مستدام باشد، چرا که هر کس از سایه حمایتِ تو برخوردار باشد، به دولت و سعادت کامل دست می‌یابد.

نکته ادبی: دعای پایانی که در سنت قصیده‌سرایی برای تثبیتِ جایگاه ممدوح و تقاضای تداومِ حمایت به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قرب اوادنی

اشاره به آیه قرآن در وصف مقام معراج پیامبر اسلام.

تلمیح سبحان الذی اسری

اشاره به ابتدای آیه اول سوره اسراء که به واقعه معراج اشاره دارد.

تشبیه ابر را ادرار داد و بحر را اجرا براند

تشبیه بخشندگی شاه به بارش ابر و جاری شدن دریا، برای نشان دادن وسعتِ بی‌کرانِ ثروت او.

کنایه گله گرگ کهن را بره تنها براند

کنایه از برقراری امنیتِ کامل و عدلِ گسترده در قلمرو حکومت شاه.

ایهام ادرار

در معنای کهن به معنای حقوق، مستمری و جریانِ بخشش استفاده شده که با مفهومِ ابر و دریا (جریان آب) تناسب دارد.