دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۶۲

سلمان ساوجی
کریما گوش کن گفتار نغزم که چون من نغز گفتاری نباشد
سوالی می کنم فرما جوابی کزین پیسی وزان عاری نباشد
فقیری که در بغداد سی کس بود نانخوار و غمخواری نباشد
نهال مکرمت بر کس نبخشد به صدر دولتش باری نباشد
سخن باشد متاع او و آنگه متاعش را خریداری نباشد
به ناچارش بباید رفت از اینجا چو غیر از رفتنش چاری نباشد
سوالی دیگرم هست از خداوند بگویم گر دل آزاری نباشد
روا باشد که در دیوان سلطان مرا مرسوم و ادراری نباشد؟
چرا باید که در اوراق احسان بنام بنده دیناری نباشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه در زمره اشعار انتقادی و طنز اجتماعی است که شاعر با لحنی جسورانه و در عین حال مؤدبانه، به وضعیت اسفناک معیشت هنرمندان و بی‌توجهی دستگاه‌های حکومتی زمانه خود به اهل قلم می‌پردازد. فضا، فضای گلایه از تنگدستی و انزوای شاعر در شهر بغداد است که با طنزی تلخ، تقاضای دریافت مقرری (صلّه) از حاکم را مطرح می‌کند.

درونمایه اصلی شعر، بیان تضاد میان ادعای بخشندگی حاکم و واقعیتِ محرومیت شاعر است. شاعر با استفاده از توصیف وضعیت خانوادگی خود (سی نفر نان‌خور)، بر وخامت اوضاع تأکید می‌کند و در نهایت، به شکلی صریح پرسش خود را درباره بی‌عدالتی در پرداخت حقوق و وظایف دیوانی مطرح می‌سازد تا بی‌پاسخ ماندنِ هنرمند را به رخِ ممدوح بکشد.

معنای روان

کریما گوش کن گفتار نغزم که چون من نغز گفتاری نباشد

ای بخشنده! به سخنان زیبای من گوش فرا ده، زیرا کسی مانند من سخنوری چیره‌دست و توانا نیست.

نکته ادبی: واژه 'نغز' به معنای نیکو، بدیع و زیباست. شاعر با اعتماد به نفس به هنر خویش اشاره دارد.

سوالی می کنم فرما جوابی کزین پیسی وزان عاری نباشد

سؤالی دارم، لطفاً پاسخی ده که خالی از عیب و نقص باشد و از کژی و نادرستی به دور باشد.

نکته ادبی: واژه 'پیسی' در لغت به معنای بیماری برص است که در اینجا کنایه از عیب، ننگ و نقص در پاسخ یا رفتار است.

فقیری که در بغداد سی کس بود نانخوار و غمخواری نباشد

شخص تنگدستی را در بغداد تصور کن که سی نفر نان‌خورِ او هستند و هیچ حامی و هم‌دردی برای یاری‌اش وجود ندارد.

نکته ادبی: تعداد 'سی کس' در اینجا برای تأکید بر فقر و بار سنگینِ مسئولیت خانواده به کار رفته است.

نهال مکرمت بر کس نبخشد به صدر دولتش باری نباشد

آن شخص (حاکم)، نهالِ بخشش را بر کسی نمی‌نشاند و هیچ‌کس را به پیشگاهِ دولتش راه نمی‌دهد.

نکته ادبی: اصطلاح 'صدر دولت' به معنای جایگاه بلند حکومتی و حضور در دربار است.

سخن باشد متاع او و آنگه متاعش را خریداری نباشد

تنها کالایِ او سخن و شعر است، در حالی که برای این کالا خریداری پیدا نمی‌شود.

نکته ادبی: تشبیه سخن به متاع نشان‌دهنده نوع نگاه اقتصادی شاعر به هنر خویش در عصر خود است.

به ناچارش بباید رفت از اینجا چو غیر از رفتنش چاری نباشد

او چاره‌ای جز ترکِ این شهر ندارد، چرا که راه دیگری برای تأمین معیشت برایش باقی نمانده است.

نکته ادبی: جمله نشان‌دهنده استیصال و ناچاری شاعر برای مهاجرت به دلیل فقر است.

سوالی دیگرم هست از خداوند بگویم گر دل آزاری نباشد

سؤال دیگری از درگاهِ عالی دارم، اگر مایه آزردگی خاطر نشود، آن را بیان خواهم کرد.

نکته ادبی: استفاده از عبارت 'خداوند' در اینجا خطاب به سلطان یا ممدوح است که نوعی اغراق و تعارف است.

روا باشد که در دیوان سلطان مرا مرسوم و ادراری نباشد؟

آیا روا و شایسته است که در تشکیلاتِ مالی و اداری سلطان، هیچ حقوق و مقرری برای من تعیین نشده باشد؟

نکته ادبی: مرسوم و ادرار به معنای حقوق ماهانه و مقرری است که به شاعران و دبیران پرداخت می‌شد.

چرا باید که در اوراق احسان بنام بنده دیناری نباشد

چرا باید در لیست‌هایِ بخشش و احسانِ سلطان، نامی از این بنده به میان نیاید و سکه‌ای به او نرسد؟

نکته ادبی: اوراق احسان به معنای دفاتر مالی و اسناد پرداختِ هدایا و حقوق است.

آرایه‌های ادبی

ایهام کریما

اشاره به صفت خداوند (ای کریم) و در عین حال خطاب قرار دادن حاکم با لحنی که هم تعارف است و هم طعنه.

تشبیه نهال مکرمت

تشبیه بخشش و کرم به نهالی که نیاز به کاشتن و پرورش دادن دارد.

طنز و انتقاد اجتماعی کل اثر

استفاده از لحن شکوه و گلایه برای نقد وضعیت معیشتی شاعران و بی‌توجهی ممدوح.

تضاد نانخوار و غمخواری

تقابل میان کسانی که نان می‌خورند (وابستگان) و کسی که غمخوار نیست (حامیان).