دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۵۷

سلمان ساوجی
من که باشم که شوی رنجه به پرسیدن من این چنین لطف و کرم هم ز شما برخیزد
پادشاهی تو هم عذر تو خواهه ورنه چه ز دست من درویش گدا برخیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نهایت تواضع و فروتنی عاشق در برابر معشوقی است که در جایگاه والای پادشاهی قرار دارد و شاعر با لحنی سرشار از ادب، خود را در برابر لطف بی‌کران او ناچیز می‌شمارد.

مضمون اصلی شعر، تمجید از بخشندگی و بزرگواری معشوق است که با وجود تفاوت بسیار میان مقام او و جایگاه حقیر عاشق، همچنان او را مورد تفقد و توجه قرار می‌دهد.

معنای روان

من که باشم که شوی رنجه به پرسیدن من این چنین لطف و کرم هم ز شما برخیزد

من در این جهان جایگاه والایی ندارم که شما برای احوال‌پرسی از من، خود را به زحمت بیندازید؛ این رفتار کریمانه و سرشار از لطف، تنها شایسته شأن و بزرگی شماست.

نکته ادبی: رنجه شدن به معنای متحمل زحمت شدن است که در اینجا برای تعظیم مقام معشوق به کار رفته است.

پادشاهی تو هم عذر تو خواهه ورنه چه ز دست من درویش گدا برخیزد

مقام شما پادشاهی است و خودتان باید عذر کوتاهی‌های مرا بخواهید؛ زیرا من درویش و فقیر، نه توان انجام کار بزرگی را دارم و نه چیزی در بساط دارم که بتوانم جبران محبت‌های شما را بکنم.

نکته ادبی: در این بیت، تضاد معنایی میان پادشاه و درویش برای برجسته‌سازی تواضع عاشق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پادشاه / درویش گدا

ایجاد تقابل میان جایگاه فرادست معشوق و جایگاه فرودست عاشق برای نشان دادن میزان فروتنی.

کنایه رنجه شدن

کنایه از متحمل رنج و زحمت شدن برای انجام کاری.