دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۵۵

سلمان ساوجی
ایا کریم نهادی که پیش نعمت تو همه خزائن کان خاک خان نمی ارزد
دو قرص چرخ که خواننده ما و خورشیدش به سفره کرمت بر دونان نمی ارزد
به گوهری ز کلام تو پیش تیر دبیر مرصع کمر تو امان نمی ارزد
بر تجرد نفست قبای اطلس چرخ به گرد دامن آخر زمان نمی ارزد
تو نازنین جهانی به یک سر مویت تنعم همه ملک جهان نمی ارزد
اگرچه راح روان بخش جوهری است شریف ولی به جوهر قدسی جان نمی ارزد
مضرت است و منافع شراب را بسیار اگر قیاسی کنی این بدان نمی ارزد
همیشه باد، تنت در امان صحت و ناز که ملک کون به ملک اما نمی ارزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در زمره مدیحه‌سرایی‌های فاخر است که در آن، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کیهانی و عوالم بالا، برتری بی‌مانندِ مخاطب خود را نسبت به تمام داشته‌های مادی و ظواهر دنیوی به تصویر می‌کشد. در نگاه سراینده، جهان و مافیها، از خورشید و ماه گرفته تا خزاین زمین، در برابر گوهرِ وجودی و کرامتِ مخاطب، ناچیز و بی‌ارزش انگاشته می‌شوند.

مضمون اصلی شعر، ستایشِ کمالاتِ انسانی و روحانی ممدوح است که در ترازوی سنجش شاعر، حتی ملک جهان و لذات آن نیز در برابر یک تار مو یا ذره‌ای از کلام او، رنگ می‌بازد. این اثر، فضایی سرشار از تکریم و تقدیس را ترسیم می‌کند که در آن، مخاطب به عنوان کانون هستی و معیارِ ارزش‌گذاریِ تمامِ زیبایی‌ها و نعمت‌ها معرفی شده است.

معنای روان

ایا کریم نهادی که پیش نعمت تو همه خزائن کان خاک خان نمی ارزد

ای کسی که ذاتی بسیار بزرگوار و کریم داری؛ چنان سخاوتی از تو سر می‌زند که تمام گنجینه‌های معادنِ زمین در برابرِ بخشش تو، هیچ ارزشی ندارند.

نکته ادبی: خزائن کان: معادن گنج، اشاره به ثروت‌های عظیم زمینی که در برابر بزرگواری ممدوح ناچیز است.

دو قرص چرخ که خواننده ما و خورشیدش به سفره کرمت بر دونان نمی ارزد

خورشید و ماه که ما آن‌ها را مانند دو قرص نان در سفره آسمان می‌بینیم، حتی لایقِ آن نیستند که در سفره‌ی کرامت تو برای افراد فرومایه (دونان) قرار گیرند.

نکته ادبی: دو قرص چرخ: استعاره از خورشید و ماه. دونان: افراد پست و فرومایه.

به گوهری ز کلام تو پیش تیر دبیر مرصع کمر تو امان نمی ارزد

حتی یک بیت از کلام و سخن تو آن‌قدر ارزشمند است که کمربندِ مرصع و جواهرنشانِ آسمان (صورت‌های فلکی) در برابر آن، هیچ اعتباری ندارد.

نکته ادبی: تیر دبیر: اشاره به صورت فلکی یا کنایه از ستاره‌ای که به قلم و کاتب آسمان تشبیه شده است.

بر تجرد نفست قبای اطلس چرخ به گرد دامن آخر زمان نمی ارزد

آسمان با آن شکوهِ اطلسی‌اش، در برابرِ پاکی و تجردِ روح تو، حتی به اندازه غباری که بر دامنِ لباسِ تو نشسته باشد، ارزش و اعتباری ندارد.

نکته ادبی: تجرد نفس: اشاره به پیراستگی روح از تعلقات مادی که از صفات کمال است.

تو نازنین جهانی به یک سر مویت تنعم همه ملک جهان نمی ارزد

تو عزیزترین و نازنین‌ترینِ موجودات در جهان هستی؛ به طوری که تمامِ لذت‌ها و دارایی‌های دنیا حتی به اندازه یک تار موی تو ارزش ندارند.

نکته ادبی: تنعم: بهره‌مندی از نعمت‌ها و آسایش زندگی که در اینجا در مقام مقایسه با ارزش ممدوح، ناچیز شمرده شده است.

اگرچه راح روان بخش جوهری است شریف ولی به جوهر قدسی جان نمی ارزد

اگرچه شراب به عنوانِ مایعی که روان را جلا می‌دهد، ماده‌ای شریف و گران‌بهاست، اما در برابرِ گوهرِ قدسی و روحانیِ جانِ تو، هیچ ارزشی ندارد.

نکته ادبی: جوهری: اشاره به ذات و ماهیت. جوهر قدسی: ذات پاک و ملکوتی که برتری آن بر مادیات تاکید شده است.

مضرت است و منافع شراب را بسیار اگر قیاسی کنی این بدان نمی ارزد

شراب هم ضرر دارد و هم سود، اما اگر بخواهی آن را با ارزش و کرامت تو مقایسه کنی، شراب در برابر وجود تو هیچ ارزشی نخواهد داشت.

نکته ادبی: مضرت و منافع: اشاره به دوگانگی اثر شراب که در عرفان و ادب گاهی مذموم و گاهی ممدوح است، اما اینجا در مقایسه با ممدوح، پست شمرده شده است.

همیشه باد، تنت در امان صحت و ناز که ملک کون به ملک اما نمی ارزد

همیشه در پناه سلامتی و خوشی باشی؛ چرا که تمام ملک و پادشاهیِ جهان در برابر وجودِ تو، ذره‌ای ارزش ندارد.

نکته ادبی: ملک کون: تمام دارایی عالم هستی که در نهایت برای سلامت و بقای ممدوح، ناچیز انگاشته می‌شود.

آرایه‌های ادبی

مبالغه تمام ابیات

اغراق‌های شاعرانه در جهت اثبات برتریِ بی‌مانندِ مخاطب نسبت به کلِ هستی و مواهبِ آسمانی و زمینی.

استعاره دو قرص چرخ

تشبیه خورشید و ماه به نانِ سفره برای تحقیرِ ارزشِ مادیات در برابرِ کَرَمِ ممدوح.

تضاد و مقابله خزائن کان / وجود مخاطب

تقابل میان ثروت‌های عظیم مادی و ارزشِ معنوی و ذاتی مخاطب که منجر به برتری دومی شده است.