دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۴۸

سلمان ساوجی
شها قمری طوق دار تو آمد که تا آستان بوسد و باز گردد
اگر هست ره تا چو دولت در آید وگر نیست چون بلا باز گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سرشار از فروتنی و ارادت، خود را به قمری طوق‌داری تشبیه کرده که در پی وصال یا کسب اجازه برای ورود به حریم معشوق یا پادشاه است. فضای حاکم بر شعر، فضایی مبتنی بر تسلیم محض است که در آن عاشق، تصمیم نهایی را برای پذیرش یا طرد، به اراده‌ی محبوب واگذار کرده است.

مضمون اصلی، تصویرسازی از حالِ زار و نیازِ مشتاق است که در برابر آستانِ یار، آمادگیِ خود را برای درنگ یا گریز اعلام می‌دارد؛ گویی ورودش منوط به خوش‌آمدِ یار است و در صورت عدمِ اذن، به سرعتی که بلا از میان می‌رود، رخت برخواهد بست.

معنای روان

شها قمری طوق دار تو آمد که تا آستان بوسد و باز گردد

ای پادشاه من، آن عاشقِ وفادار و بسته‌یِ کمندِ عشقِ تو (همچون قمریِ طوق‌دار) به درگاهت آمده است تا بوسه‌ای بر آستانِ تو زند و سپس بازگردد.

نکته ادبی: واژه «طوق‌دار» علاوه بر وصف ظاهری قمری، نمادی از بندگی، اسارت در عشق و تعهدِ عاشق به معشوق است. «شها» شکلِ کوتاه و مخففِ «شاه» است که در خطاب‌های ادبی کاربرد دارد.

اگر هست ره تا چو دولت در آید وگر نیست چون بلا باز گردد

اگر اجازه‌یِ ورود به من می‌دهی، همچون اقبال و خوشبختی به محضرت درآیم و اگر رخصتی در کار نیست، همچون بلایی که دفع می‌شود، از پیشِ چشمانت دور شوم.

نکته ادبی: در متون کهن، «دولت» به معنای خوشبختی، اقبال و سعادت است. تضاد بین «دولت» و «بلا» در این بیت، اوجِ استیصال و بی‌ارادگیِ عاشق را در برابرِ فرمانِ معشوق به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه قمری طوق‌دار

تشبیه خود به قمریِ طوق‌دار برای نشان دادن قیدِ بندگی و ارادتِ شاعر به معشوق.

تضاد (طباق) دولت و بلا

تقابل میان خوشبختی (دولت) و بدبختی (بلا) برای نشان دادن دو حالتِ ورود و خروجِ عاشق.

کنایه آستان بوسیدن

کنایه از نهایتِ ادب، احترام، کوچکی و ارادتِ عاشق در پیشگاهِ معشوق.