دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۴۵

سلمان ساوجی
ای وجودت سبب راحت و آسایش خلق به وجودت ابدا زحمت و رنجی مرساد
از ره راستی اندر چمن دین سروی خاطرت باد چو سرو از همه بندی آزاد
گر چه از هستی ما عارضه ات گرد انگیخت نور چشم هنری هیچ غبارت مرصاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب ستایش و دعای خیر برای شخصی والا مقام و نیک‌نهاد سروده شده است. شاعر با زبانی سرشار از ادب و ارادت، از وجودِ گره‌گشا و آرامش‌بخشِ مخاطب سخن می‌گوید و برای او عمری به دور از گزند و رنج آرزو می‌کند.

فضای حاکم بر این سروده، فضایی است آکنده از احترام و سپاس. شاعر در این قطعه به دنبال آن است که جایگاهِ رفیع و ارزشمند مخاطب را به عنوان تکیه‌گاهی معنوی برای دیگران ترسیم کند و آرزویِ آزادیِ خاطر و مصونیت از ناپاکی‌های دنیا را برای او طلب نماید.

معنای روان

ای وجودت سبب راحت و آسایش خلق به وجودت ابدا زحمت و رنجی مرساد

ای کسی که حضور و وجودت مایه آسودگی و آرامش مردم است، امیدوارم که هرگز هیچ سختی و دردی به تو نرسد.

نکته ادبی: مرساد فعل دعایی و از ریشه رسیدن است که در اینجا به معنای نرسد به کار رفته است.

از ره راستی اندر چمن دین سروی خاطرت باد چو سرو از همه بندی آزاد

تو در راهِ راستی و درستی، مانند سروی بلندقامت در بوستانِ دین و ایمان هستی؛ آرزو دارم که ذهن و جانت همانند سرو، از هر قید و بندی آزاد باشد.

نکته ادبی: سرو در ادبیات نماد آزادگی و بلندنظری است و به خاطر راست قامت بودن، استعاره از راستی و درستی است.

گر چه از هستی ما عارضه ات گرد انگیخت نور چشم هنری هیچ غبارت مرصاد

اگرچه حضورِ ما به دلیلِ کوچکی و نقص، باعث زحمت و گرد و غبار خاطرِ تو شده است، اما تو که نورِ چشمانِ اهلِ هنر و فضیلتی، امیدوارم که هرگز هیچ تیرگی و ناملایمتی بر ساحتِ جانت ننشیند.

نکته ادبی: عارضه در اینجا به معنای حادثه یا پیشامد ناخوشایند است که از جانبِ شاعر به مخاطب رسیده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه خاطرت باد چو سرو

تشبیه ذهن و روح مخاطب به درخت سرو به جهت آزادگی و استواری در برابر قید و بندها.

استعاره چمن دین

دین و آیین به چمنزار تشبیه شده که محل رویش و بالندگی انسان‌های آزاده است.

کنایه گرد انگیختن

کنایه از ایجاد مزاحمت یا آزرده‌خاطر کردن کسی با رفتار و وجود خویش.