دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۴۳

سلمان ساوجی
ای خیام دولتت برکنده دور آسمان چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد
جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد
گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد
بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد
عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه چشم های روشن آب روان برکنده باد