دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۴۳

سلمان ساوجی
ای خیام دولتت برکنده دور آسمان چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد
جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد
گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد
بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد
عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه چشم های روشن آب روان برکنده باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره اشعار مدحی جای می‌گیرند که شاعر در آن‌ها با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه و زبانی حماسی، حضور و پایداری ممدوح را محور هستی و قوام جهان می‌داند. او بر این باور است که تمام هستی، از زیبایی‌های طبیعت گرفته تا ثبات سیاسی، در سایه‌ی وجود پادشاه معنا می‌یابد.

شاعر با آرزوی نابودی و زوال برای دشمنان و بدخواهان و حتی به تمنای از بین رفتن زیبایی‌های طبیعت در نبودِ ممدوح، ارادت تام و تمام خود را به او ابراز کرده و تأکید می‌کند که جهان بدون او، فاقد هرگونه شکوه و ارزش زیستن است.

معنای روان

ای خیام دولتت برکنده دور آسمان چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد

ای کسی که خیمه و بارگاه قدرت تو، آسمان را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ باشد که خیمه و جایگاه دشمنان تو، همچون بساطی که برچیده می‌شود، به کلی واژگون و نابود گردد.

نکته ادبی: «خیام» جمع خیمه است و در اینجا استعاره از قدرت و اقتدار است. «برکنده» در اینجا به معنای واژگون‌شدن و از بن‌وبنیان درآمدن است.

جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد

تنها حقِ وجود در باغ پادشاهی، از آنِ دوستان است و چشم‌های حسودان باید از این ساحت دور بماند؛ باشد که چشمان بدخواهانِ قد و بالای رعنای تو، از حدقه بیرون کشیده شود و به نابودی گراید.

نکته ادبی: تضاد میان نگاه حسود و قداست باغ پادشاهی مشهود است. واژه «برکنده باد» دعایی است برای نابودی دشمنان.

گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد

اگر گل‌های «مرزنگوش» و «نرگس» بخواهند در نبود تو باز هم چشم و گوش خود (غنچه‌ها و گلبرگ‌ها) را به روی جهان بگشایند، باشد که چشمانشان کور و گوش‌هایشان کر شود و در این بوستان نابود شوند.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی): شاعر به گل‌ها چشم و گوش نسبت داده است. «مرزنگوش» گیاهی خوش‌بو است که شاعر آن را هم‌ردیف نرگس آورده است.

بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد

پس از تو، اگر فرد سنگدل و بی‌رحمی بخواهد بر جایگاه و تخت پادشاهی تکیه زند، خانه و کاشانه و ثروتش (که به طلا و جواهر تشبیه شده) همچون ریشه‌ای که از خاک بیرون کشیده می‌شود، به کلی نابود و پراکنده گردد.

نکته ادبی: کنایه از زوالِ غاصبان قدرت؛ شاعر برای جایگزینِ نااهل، آرزوی نابودی کاملِ خانمان دارد.

عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه چشم های روشن آب روان برکنده باد

اگر پس از تو، چشمه‌های آب در صحرا و کوه بخواهند جاری شوند و چشم بگشایند، باشد که چشمه‌های زلال و آب‌های روان خشکیده شوند و گویی چشم‌هایشان برکنده شود.

نکته ادبی: اغراق شاعرانه: شاعر حتی جاری شدن آب در طبیعت را پس از رفتن پادشاه، امری نامطلوب می‌داند و خواستار خشکیدن آن است.

آرایه‌های ادبی

ردیف برکنده باد

تکرار عبارت «برکنده باد» در پایان تمام ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر شدتِ دعای شاعر برای نابودی دشمنان و زوال طبیعت در نبودِ ممدوح تأکید دارد.

اغراق (مبالغه) کل ابیات

شاعر با استفاده از تصاویر اغراق‌آمیز، تمام هستی (آب‌ها، گل‌ها و قدرت) را وابسته به وجود ممدوح کرده است که نشان‌دهنده تعصب و ارادت شدید اوست.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) نرگس و چشم و گوش

نسبت دادن چشم و گوش به گل‌ها که در واقعیت فاقد آن‌ها هستند، برای تصویرسازی هنری از طبیعتِ اندوهگین استفاده شده است.