دیوان اشعار - قطعات
قطعه شمارهٔ ۳۹
سلمان ساوجیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این شعر در ستایش صفت پسندیده قناعت سروده شده و بر این حقیقت تأکید دارد که ثروت واقعی انسان، در اندوختههای مادی خلاصه نمیشود.
شاعر با تصویرسازی گفتگوی پرسشگر با پیری دانا، به دنبال راهکار رسیدن به آرامش و بینیازی است و در نهایت پاسخ میگیرد که والاترین سرمایه، خرسندی و قناعت ورزیدن به داشتههای خویش است.
معنای روان
از پیرمردی که سرد و گرم روزگار را چشیده بود، پرسیدم که برای گذران زندگی و کسب معاش، چه نوع دارایی و سرمایهای بهتر است؟
نکته ادبی: جهاندیده کنایه از انسان باتجربه و آزموده است؛ همچنین بضاعت در اینجا به معنای مایه و سرمایه زندگی به کار رفته است.
پرسیدم: چه سرمایهای فراهم کنم که برایم سودمند باشد؟ او پاسخ داد: اگر تواناییاش را داری، بهترین سود و سرمایه، قناعت کردن و راضی بودن به داشتههاست.
نکته ادبی: تکرار کلمه قناعت در پایان بیت برای تأکید بر اهمیت و ضرورت آن است؛ این پاسخ در متون اخلاقی، کلید رسیدن به بینیازی معرفی میشود.
آرایههای ادبی
اشاره به فردی که تجربیات فراوان دارد و سرد و گرم روزگار را چشیده است.
به منظور تأکید بر اهمیتِ درونی و نقش سازنده قناعت در زندگی انسان.