دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۳۴

سلمان ساوجی
ایا سحاب نوالی که ابر دریا دل به های های ز دست تو بارها بگریست
به هر کجا که کنی روی فتح پیشرو است که پشت فتح به روی مبارک تو قویست
خدا یگانا من بنده قدیم توام به حال بنده ازین بیش بایدت نگریست
کسی که در ورق بخشش تو ثابت نیست سه چار سال پیاپی به غیر سلمان کیست؟
ز ذل فاقد و از طعن مردمان هر دم مرا بدار به نوعی که خوش توانم زیست
وظیفه ای که ازین پیش داشتم آن نیز نمی دهند ازین پس وظیفه من چیست؟
زیاده باد هزاران عطیه کبری شمار عمر تو و هر عطیه ای صد و بیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری است در ستایش حامی و ممدوح که در آن شاعر ضمن مدحی فاخر و اغراق‌آمیز از بخشندگی و جایگاه والای مخاطب، به بیان دردمندانه مشکلات معیشتی خود می‌پردازد. فضا، فضایِ ممدوح‌طلبیِ کلاسیک است که در آن، هنرمند تلاش می‌کند با پیوند دادنِ شأنِ والای ممدوح به پیروزی‌های بزرگ، او را به گشاده‌دستی ترغیب کند.

در این ابیات، شاعر به سابقه ارادت خود اشاره کرده و با زبانی گله‌آمیز اما مؤدبانه، از قطع شدن حقوق یا مستمری‌اش سخن می‌گوید. او نه‌تنها از فقر، بلکه از سرزنشِ مردمان به دلیل تنگدستی خود ابراز ناراحتی کرده و از ممدوح می‌خواهد که با توجه دوباره به او، این چرخه رنج را پایان دهد.

معنای روان

ایا سحاب نوالی که ابر دریا دل به های های ز دست تو بارها بگریست

ای کسی که ابر بخشندگی هستی، آن‌قدر دست‌ودلباز هستی که حتی ابرهای پرباران و دریا‌دل آسمان نیز در برابر شکوهِ بخشش تو، بارها با صدای بلند گریسته‌اند.

نکته ادبی: «سحاب نوال» استعاره‌ای است برای ممدوح که با تشخیص (جان‌بخشی) به ابرها، برای بزرگنماییِ سخاوت او به کار رفته است.

به هر کجا که کنی روی فتح پیشرو است که پشت فتح به روی مبارک تو قویست

هر سو که روی می‌گردانی، پیروزی پیشاپیشِ تو در حرکت است؛ چرا که پایداری و قدرتِ پیروزی، متکی بر وجهه و اعتبارِ مبارکِ توست.

نکته ادبی: «فتح» در اینجا استعاره از کامیابی در امور است و «پشتِ فتح» کنایه از تکیه‌گاهِ پیروزی است.

خدا یگانا من بنده قدیم توام به حال بنده ازین بیش بایدت نگریست

ای یگانه‌روزگار، من از بندگانِ قدیمی و وفادارِ تو هستم و رواست که با نگاهی دوباره، وضعیت و معیشتِ این بنده را بیش از پیش دریابی.

نکته ادبی: «خدا یگانا» در اینجا خطابِ مبالغه‌آمیز به ممدوح است و «بنده قدیم» اشاره به قدمتِ ارادت شاعر به ممدوح دارد.

کسی که در ورق بخشش تو ثابت نیست سه چار سال پیاپی به غیر سلمان کیست؟

چه کسی است که سه چهار سال پیاپی در دفترِ بخشش و توجهِ تو جای نگرفته باشد؟ و اگر کسی باشد، جز سلمانِ وفادار که همواره بر سرِ پیمان بوده، کیست؟

نکته ادبی: «ورق بخشش» استعاره از لیستِ حقوق‌بگیران یا درگاهِ عطا و بخششِ ممدوح است.

ز ذل فاقد و از طعن مردمان هر دم مرا بدار به نوعی که خوش توانم زیست

من از خواریِ فقر و ناداری و همچنین از طعنه و زخم‌زبانِ مردم در هر لحظه رنج می‌کشم؛ پس مرا به گونه‌ای حمایت کن که بتوانم با آسایش و آبرومندی زندگی کنم.

نکته ادبی: «ذل فاقد» به معنای خواریِ ناشی از فقر است و «خوش زیستن» کنایه از معیشتِ آبرومندانه است.

وظیفه ای که ازین پیش داشتم آن نیز نمی دهند ازین پس وظیفه من چیست؟

آن حقوق و مستمریِ ثابتی که پیش‌تر داشتم را نیز دیگر به من نمی‌پردازند؛ پس از این پس تکلیفِ معیشتِ من چه خواهد بود؟

نکته ادبی: «وظیفه» در ادبیات کهن به معنای حقوق و مقرریِ ماهانه است و در اینجا ایهامِ زیبایی با معنای «تکلیف» دارد.

زیاده باد هزاران عطیه کبری شمار عمر تو و هر عطیه ای صد و بیست

امیدوارم هزاران هدیه و بخششِ بزرگ بر تو افزوده شود و شمارِ عمر تو و هر نعمتی که به دیگران می‌بخشی، به صد و بیست برسد.

نکته ادبی: عدد صد و بیست در فرهنگِ قدیم نمادِ عمرِ کامل و سعادتمندانه است که شاعر برای ممدوح آرزو می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشخیص سحاب نوال

تشبیه ممدوح به ابرِ باران‌زا برای تاکید بر بخشندگیِ او که با تشخیصِ گریستنِ ابر همراه شده است.

کنایه پشت فتح به روی مبارک تو قویست

کنایه از اینکه موفقیت و پیروزی، محصولِ مستقیمِ اعتبار و حضورِ ممدوح است.

ایهام وظیفه

این واژه هم به معنای «حقوق و مواجب» است و هم به معنای «تکلیف و مسئولیت» که هر دو وجه آن در متن مدنظر است.