دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۳۰

سلمان ساوجی
چون به قشلاق قرا باغ آمدیم گفتم از افلاس وا خواهیم رست
جرها زین مملکت خواهیم کرد طرفه ها ز اطراف بر خواهیم بست
ناخن اندر هر طرف انداختیم عاقبت کو کارد در دستم شکست
نیست در دستم از آن جر جز جرب بر نیامد غیر ازین، هیچم بدست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، روایتی طنزآمیز و کنایه‌آمیز از تلاش نافرجام انسانی است که با طمعِ کسب مال و رهایی از تنگدستی، به دیاری دیگر سفر می‌کند. شاعر با بیانی شیوا، تصویرِ ناکامیِ کسی را ترسیم می‌کند که به جای بهره‌مندی از مواهب و ثروت، تنها رنج و بیماری نصیبش شده است.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، تقابل میان آرزوهای بلندپروازانه و واقعیتِ تلخِ شکست است. شاعر با استفاده از صنعتِ بازی با کلمات، میانِ «جر» (سود و نفع) و «جرب» (بیماری پوستی)، فرجامِ شومِ طمع‌ورزی را به شیوه‌ای بدیع و عبرت‌آموز به تصویر می‌کشد.

معنای روان

چون به قشلاق قرا باغ آمدیم گفتم از افلاس وا خواهیم رست

هنگامی که به اقامتگاه زمستانی در منطقه قره‌باغ رسیدم، با خود اندیشیدم که اکنون دیگر از بندِ فقر و تنگدستی رهایی خواهم یافت.

نکته ادبی: قشلاق به معنای اقامتگاه زمستانی است و افلاس در اینجا به معنای ورشکستگی و فقر شدید است.

جرها زین مملکت خواهیم کرد طرفه ها ز اطراف بر خواهیم بست

در سر داشتم که از این سرزمین سودهای کلان به دست آورم و ارمغان‌ها و اشیاء نایاب و نفیس بسیاری از اطراف جمع‌آوری کنم.

نکته ادبی: جر در اینجا به معنای سود و منفعت است و طرفه به معنای چیز نادر و کمیاب.

ناخن اندر هر طرف انداختیم عاقبت کو کارد در دستم شکست

به هر دری زدم و با حرص و ولع برای به دست آوردن مال تلاش کردم، اما سرانجام ابزارِ تلاش من در دستم شکست و ناکام ماندم.

نکته ادبی: ناخن انداختن کنایه از تلاشِ بسیار و حرص‌ورزی برای رسیدن به خواسته است.

نیست در دستم از آن جر جز جرب بر نیامد غیر ازین، هیچم بدست

از آن همه سودای سود و منفعت، هیچ چیزی جز بیماری پوستی نصیبم نشد و غیر از این هیچ دستاوردی برایم باقی نماند.

نکته ادبی: تضاد و شباهت ظاهری میان دو واژه جر و جرب، اوجِ طنز و ناکامیِ شاعر را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام جر و جرب

شاعر با استفاده از شباهت واژگانی، میان سود و نفع (جر) و بیماری پوستی (جرب) تقابلی طنزآلود ایجاد کرده است.

کنایه ناخن اندر هر طرف انداختن

کنایه از تلاش بسیار و دوندگیِ حریصانه برای رسیدن به مال و ثروت است.

استعاره شکستن کارد

کارد نمادی از وسیله‌ی کسبِ روزی یا ابزارِ حرص است که شکستن آن نشان‌دهنده ناکامی نهایی در رسیدن به مقصود است.