دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۲۴

سلمان ساوجی
پادشاها ز عمر خویش مرا بی حضور شما چه فایده است
از دعا گو به غیبت و حضور شاه را جز دعا چه فایده است
همچنان چون ز حضرتت دورم بودن اینجا مرا چه فایده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشق یا ارادتمندی است که زندگی خود را بدون حضور محبوب یا حاکم بی‌معنا و فاقد بهره می‌داند. در این قطعه شاعر با زبانی صمیمانه و در عین حال مودبانه دوری از جایگاه رفیع معشوق یا شاه را معادل با بیهودگی عمر می‌پندارد.

درونمایه اصلی این شعر بر محوریت عشق ارادت و وابستگی عمیق روحی می‌چرخد که در آن مکان و زمان بدون حضور مخاطب شاه یا محبوب رنگ باخته و هیچ ارزشی ندارند. تنها عمل شایسته در این میان دعاگویی برای پایداری و سلامت آن مقام بلندمرتبه است.

معنای روان

پادشاها ز عمر خویش مرا بی حضور شما چه فایده است

ای پادشاه عمر و زندگانی من بدون حضور و دیدار شما چه ارزشی دارد؟ در واقع بی‌بهره بودن از دیدارتان زندگی را بی‌فایده ساخته است.

نکته ادبی: پادشاها منادا برای خطاب قرار دادن پادشاه است و فایده در اینجا به معنای سود و ارزش وجودی به کار رفته است.

از دعا گو به غیبت و حضور شاه را جز دعا چه فایده است

من در هر حالی چه زمانی که شما حضور دارید و چه زمانی که از من دور هستید تنها کار من دعا کردن برای شماست؛ چرا که برای مقام شامخ پادشاهی هدیه‌ای ارزشمندتر از دعا وجود ندارد.

نکته ادبی: واژگان غیبت و حضور با هم تضاد دارند و نشان‌دهنده استمرار ارادت شاعر در تمام شرایط است.

همچنان چون ز حضرتت دورم بودن اینجا مرا چه فایده است

از آنجایی که اکنون از پیشگاه و درگاه شما دور افتاده‌ام حضور و ماندن من در این مکان نیز دیگر هیچ سود و لذتی برایم ندارد.

نکته ادبی: حضرت در اینجا استعاره از پیشگاه و درگاه حضور معشوق یا پادشاه است که به آن قداست می‌بخشد.

آرایه‌های ادبی

تضاد غیبت و حضور

همنشینی دو مفهوم متضاد برای نشان دادن استمرار ارادت در همه احوال.

استفهام انکاری چه فایده است

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر بی‌ارزش بودن عمر در صورت نبود محبوب تاکید دارد.

مجاز حضرت

بهره‌گیری از واژه حضرت برای اشاره به پیشگاه و مقام والای پادشاه.