دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۵

سلمان ساوجی
چشم و چراغ شرع که ذات منورت از پای تا به سر همه عین سعادت است
قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را از بندگی تو نظر استفادت است
فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی قول تو روز و شب همه درس وافادت است
مختل شدست حال دعاگوی دولتت وین اختلال روز به روزش زیادت است
فرموده ای که مشکل تو سهل می شود سهل است اگر چنانچه شما را ارادت است
اما به پیش مردم این عصر گوییا تدبیر کار اهل هنر خرق عادت است
از هر چه می دهند به من فکر کرده ام آسان تر و مفیدتر آن اجادت است
بارای خود بگو که در دفع نقل من جلدی کند که عادت رایت جلادت است
یک قافیه درین سخن از دال خالی است و آن نیز بر ملالت طبعم دلالت است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری است در قالب قصیده که با ستایش و مدحِ شخصیتی مذهبی یا علمی آغاز می‌شود و در ادامه، شاعر با لحنی متین و در عین حال صریح، به طرحِ مشکل و درخواستِ کمک از جانبِ این ممدوح می‌پردازد. فضا، فضایِ مروت و استمداد است که تضاد میانِ شکوه و خیرخواهیِ ممدوح و درماندگیِ شاعر را به تصویر می‌کشد.

در پایان، شاعر با هوشمندی، به یک نقیصه در ساختارِ قافیه‌ی شعرِ خود اشاره می‌کند که نشان‌دهنده دقتِ طبعِ او و توجهش به قواعدِ ادبی در عینِ گرفتار بودن در مشکلاتِ روزمره است.

معنای روان

چشم و چراغ شرع که ذات منورت از پای تا به سر همه عین سعادت است

ای کسی که روشنایی و راهنمایِ احکامِ دینی هستی، وجودِ پاک و تابناکِ تو از سر تا پا مظهرِ نیکی و خوش‌بختی است.

نکته ادبی: چشم و چراغ کنایه از مایه افتخار و راهنما است. عین سعادت به معنای خودِ سعادت و حقیقتِ آن است.

قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را از بندگی تو نظر استفادت است

قاضیان و حاکمانِ بزرگِ هفت اقلیمِ جهان، برای رسیدن به کمال و کسبِ دانش، نیازمندِ خدمت‌گزاری و بهره‌مندی از محضرِ تو هستند.

نکته ادبی: هفت کشور اشاره به تقسیم‌بندی جغرافیایی قدیم جهان دارد. پیروزه رنگ استعاره از آسمان است که قاضیانِ آن استعاره از بزرگانِ دینی است.

فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی قول تو روز و شب همه درس وافادت است

کردارِ تو در تمامِ ایامِ سال، خیرخواهی و مردم‌داری است و گفتارِ تو در شب و روز، درس‌هایِ آموزنده و راهگشا برایِ همگان است.

نکته ادبی: وافادت به معنای فایده رساندن و آموزش دادن است.

مختل شدست حال دعاگوی دولتت وین اختلال روز به روزش زیادت است

وضعیتِ زندگیِ من که همواره دعاگویِ دولت و شکوهِ تو هستم، دچارِ آشفتگی و خرابی شده است و این پریشانی هر روز بدتر می‌شود.

نکته ادبی: دولت در اینجا به معنای اقتدار و جاه و جلال است.

فرموده ای که مشکل تو سهل می شود سهل است اگر چنانچه شما را ارادت است

تو وعده دادی که مشکلِ من به آسانی حل می‌شود؛ حقا که حلِ آن برایِ تو آسان است، به شرطی که اراده و میلِ تو بر این کار تعلق گیرد.

نکته ادبی: ارادت به معنای میل و خواستِ قلبی است که منجر به عمل شود.

اما به پیش مردم این عصر گوییا تدبیر کار اهل هنر خرق عادت است

اما در نگاهِ مردمِ این دوره، گویی تدبیر و مدیریتِ کارِ اهل هنر و دانشمندان، امری خارق‌العاده و غیرممکن به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: خرق عادت به معنای معجزه یا کاری خلافِ روالِ معمول است که در اینجا به طعنه به کار رفته است.

از هر چه می دهند به من فکر کرده ام آسان تر و مفیدتر آن اجادت است

من درباره‌ی هر نوع کمکی که به من پیشنهاد شده، فکر کرده‌ام، اما سودمندترین و بهترینِ آن‌ها، کمک و مساعدتِ مستقیمِ توست.

نکته ادبی: اجادت در اینجا به معنای بخشش و نیکویی کردن است.

بارای خود بگو که در دفع نقل من جلدی کند که عادت رایت جلادت است

با هوش و درایتِ خود بگو که در رفعِ مشکلِ من، سرعتی به خرج دهند؛ چرا که سرعت و قاطعیت در عمل، از ویژگی‌های همیشگیِ خردِ توست.

نکته ادبی: جلادت در اینجا به معنای سرعت در عمل و قدرتِ قاطعانه است.

یک قافیه درین سخن از دال خالی است و آن نیز بر ملالت طبعم دلالت است

در این سروده، یک قافیه از حرف «دال» خالی مانده است و این نقصِ فنی، طبعِ دقیقِ مرا آزرده است.

نکته ادبی: ملالت طبع یعنی دل‌زدگی و ناراحتیِ ذوقِ ادبی شاعر از نقصِ ساختاری شعر.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم و چراغ

اشاره به مایه افتخار و راهنما بودنِ فرد در جامعه.

اغراق قاضی هفت کشور

بزرگ‌نمایی جایگاه ممدوح برای تأکید بر مرجعیتِ علمی و دینیِ او.

تضاد خیرست/ اختلال

تقابل میان کردارِ نیکِ ممدوح با وضعیتِ نابسامانِ معیشتیِ شاعر.