دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۰

سلمان ساوجی
به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب به آب شهر معظم که خاک بر سر آب
دریغ روضه بغداد، آن بهشت آباد که کرده است خرابش جهان خانه خراب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سوگنامه‌ای است که به واقعه سیل ویرانگر بغداد در سال ۷۷۵ هجری اشاره دارد. شاعر با بیانی اندوهگین، از دست رفتن شهری بزرگ و باشکوه که همچون بهشتی بر زمین بود را به تصویر می‌کشد و خشم و دریغ خود را از قهر طبیعت و گردش روزگارِ جفاکار ابراز می‌دارد.

فضای شعر آکنده از حسرت و ناباوری است؛ جایی که شهرِ معظم که نماد آبادانی و تمدن بوده، یک‌باره تحت تأثیر خروش آب، به ویرانه‌ای بدل می‌شود. شاعر در این قطعه، دستِ قضا و قدر را عامل اصلی این ویرانی می‌داند.

معنای روان

به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب به آب شهر معظم که خاک بر سر آب

در سال ۷۷۵ هجری، این شهر بزرگ و باشکوه بر اثر هجوم آب ویران گشت؛ نفرین بر این آب که چنین کرد، شایسته است که خاک تیره بر سر آن آب ریخته شود.

نکته ادبی: خاک بر سر کردن در زبان فارسی یک دعای بد و کنایه از خواری و بی‌اعتباری است که شاعر با هنرمندی آن را برای «آب» به کار برده است.

دریغ روضه بغداد، آن بهشت آباد که کرده است خرابش جهان خانه خراب

افسوس و دریغ بر باغ و بوستانِ بغداد، آن شهر که همچون بهشت آباد و پرطراوت بود، که اکنون گردشِ روزگارِ بی‌رحم و ویران‌گر، آن را به خاک سیاه نشانده و خراب کرده است.

نکته ادبی: روضه به معنای باغ و گلستان است و به عنوان استعاره‌ای برای زیبایی بغداد به کار رفته است. ترکیب جهانِ خانه‌خراب صفت جان‌بخشی به روزگار است که آن را همچون موجودی ظالم می‌بیند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه بلیغ بهشت آباد

تشبیه بغداد به بهشت برای تأکید بر زیبایی و آبادانی آن پیش از ویرانی.

تضاد تراژیک آب

آب که ذاتاً مایه حیات است، در اینجا عامل ویرانی و مرگ قرار گرفته است.

جان‌بخشی (تشخیص) جهانِ خانه خراب

نسبت دادن صفتِ «خانه‌خراب‌کن» و «ویرانگر» به جهان و روزگار.