دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۹

سلمان ساوجی
آصف ثانی رشیدالحق والدین آنکه هست آسمان عکسی ز روی عالم آرای شما
صاحبا از ماجرای حال خود من شمه ای عرض خواهم داشت بر رای اعلای شما
زان سبب بالای گردون خم شد اندر قدر صدر کو به عکس راستی بنشست بالای شما
هر کجا عزم تو پای مردی آرد در رکاب جز رکاب آنجا که دارد در جهان پای شما
آن تویی کز ابتدا در باب ارباب هنر تربیت بودست و بخشش رسم آبای شما
وان منم کز گوهر نظمم مزین کرده است گردن و گوش جهان را مدح بابای شما
با وجود آنکه استعداد و استحقاق من روشن است امروز بر آیینه رای شما
از برای خرده ای زر جستن آزار من بس عجب می دارم از طبع گهرزای شما
حاصل دی و پریرم همچنان تا چار ماه صرف شد بر وعده امروز و فردای شما
سخت بی برگم بساز امروز کارم را که هست بیش ازین ما را سر برگ تقاضای شما
آنچه انصاف است آمد شد خجل گشتم خجل من ز خاک آستان آسمان سای شما
از قدمهای خود اکنون من خجالت می کشم هم برین صورت کزین پیش از کرمهای شما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک قصیده کلاسیک، با ستایشی پرشور از یک صاحب‌منصبِ بلندپایه آغاز می‌شود که شاعر او را با القابی همچون «آصف ثانی» مورد خطاب قرار داده است. فضا در ابتدا مشحون از مدح و تعظیم است، اما به تدریج با چرخش لحن شاعر، به شکایتی صریح و دردمندانه از فقر و بی‌توجهی ممدوح تبدیل می‌شود.

شاعر با یادآوریِ سابقه نیکِ بخشندگیِ خاندانِ ممدوح و همچنین خدمات ادبیِ خود، از تأخیر در پرداختِ وعده‌ها و به تعویق افتادنِ صله گله می‌کند. مضمون اصلی، تقابلِ میان جایگاه رفیعِ ممدوح و وضعیتِ نابسامانِ شاعر است که در نهایت به ابراز شرمساریِ شاعر از تکرارِ خواهش و تقاضا می‌انجامد.

معنای روان

آصف ثانی رشیدالحق والدین آنکه هست آسمان عکسی ز روی عالم آرای شما

ای کسی که همتای آصف (وزیرِ دانای حضرت سلیمان) و رشیدالدین هستی؛ آسمان تنها جلوه‌ای ناچیز از شکوهِ چهره‌یِ عالم‌آرای توست.

نکته ادبی: آصف ثانی اشاره به وزیر خردمند دارد. عالم‌آرای استعاره از زیبایی و شکوه بخشنده است.

صاحبا از ماجرای حال خود من شمه ای عرض خواهم داشت بر رای اعلای شما

ای صاحب‌منصب بزرگوار، می‌خواهم شرح کوتاهی از وضعیت زندگی‌ام را به سمعِ نظرِ والای شما برسانم.

نکته ادبی: شمه‌ای به معنای گوشه‌ای از ماجرا و اندکی از احوال است.

زان سبب بالای گردون خم شد اندر قدر صدر کو به عکس راستی بنشست بالای شما

به دلیلِ بلندیِ مقام و منزلتِ توست که آسمان در برابر تو سر خم کرده است؛ چرا که تو از نظرِ قدر و جایگاه، بالاتر از آسمان نشسته‌ای.

نکته ادبی: ایهامِ واژه بالای که هم به معنایِ قد و قامت است و هم به معنایِ جایگاهِ رفیع.

هر کجا عزم تو پای مردی آرد در رکاب جز رکاب آنجا که دارد در جهان پای شما

هر جا که تو اراده کنی و قدم پیش بگذاری، چنان استواری و ثباتی داری که هیچ جای دیگر در جهان، چنین جای پایی (عزت و استواری) ندارد.

نکته ادبی: پای‌مردی کنایه از اقدام و همت است.

آن تویی کز ابتدا در باب ارباب هنر تربیت بودست و بخشش رسم آبای شما

تو کسی هستی که از همان ابتدا، رسمِ خانواده‌ات حمایت از هنرمندان و بخشندگی به آنان بوده است.

نکته ادبی: آباء جمع مبی به معنای پدران و نیاکان است.

وان منم کز گوهر نظمم مزین کرده است گردن و گوش جهان را مدح بابای شما

و من کسی هستم که با گوهرِ نظم و شعرِ خود، گوش و گردنِ جهان را با ستایشِ پدرِ تو آراسته‌ام.

نکته ادبی: اشاره به اینکه شاعر پیش‌تر پدرِ ممدوح را ستوده و این حقِ معنوی بر گردنِ ممدوح دارد.

با وجود آنکه استعداد و استحقاق من روشن است امروز بر آیینه رای شما

با وجود اینکه شایستگی و استعدادِ من برای شما کاملاً روشن است و بر آینه‌یِ ذهنِ شما آشکار شده است.

نکته ادبی: آینه‌ی رای کنایه از ذهنِ شفاف و بینای ممدوح است.

از برای خرده ای زر جستن آزار من بس عجب می دارم از طبع گهرزای شما

از طبعِ بخشنده و گوهرافشانِ شما بسیار بعید و شگفت‌آور است که برای مبلغِ اندکی پول، مرا دچارِ آزار و سختی کنید.

نکته ادبی: طبعِ گهرزا استعاره از روحیه‌ی بخشنده و کریم است.

حاصل دی و پریرم همچنان تا چار ماه صرف شد بر وعده امروز و فردای شما

نتیجه‌ی تلاش‌هایِ من در ماه‌های گذشته و چند روز اخیر، صرفاً وعده‌های امروز و فردای شما بوده است.

نکته ادبی: دی و پریر کنایه از زمانِ گذشته است.

سخت بی برگم بساز امروز کارم را که هست بیش ازین ما را سر برگ تقاضای شما

بسیار در تنگنا هستم، پس امروز کارم را سر و سامان بده که دیگر تاب و توانِ تقاضا کردن از تو را ندارم.

نکته ادبی: بی‌برگ استعاره از فقر و نداشتنِ توشه و اسباب زندگی است.

آنچه انصاف است آمد شد خجل گشتم خجل من ز خاک آستان آسمان سای شما

راستش را بخواهی، از بس به درگاهِ رفیعِ تو آمده‌ام، دیگر از شدتِ خجالت، آب شده‌ام.

نکته ادبی: آستان آسمان‌سای کنایه از درگاهِ بسیار بلند و با عظمت است.

از قدمهای خود اکنون من خجالت می کشم هم برین صورت کزین پیش از کرمهای شما

اکنون از راه رفتنِ خودم و آمدنم به درِ خانه‌ی شما خجالت می‌کشم، همان‌طور که پیش‌تر از وعده‌های کرم‌گونه‌ی شما شرمنده بودم.

نکته ادبی: در اینجا خجالتِ شاعر از تکرارِ درخواست و عدمِ وفای به عهدِ ممدوح دو وجهِ خجالت را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه آسمان عکسی ز روی عالم آرای شما

اغراق در وصف زیبایی و شکوه ممدوح که آسمان را تنها عکس کوچکی از او می‌داند.

ایهام بالای گردون / بالای شما

واژه بالا در دو معنای فیزیکی و معنوی به کار رفته تا برتریِ ممدوح بر آسمان را نشان دهد.

استعاره طبع گهرزا

ذهن و روحِ بخشنده به معدنِ گوهری تشبیه شده که می‌تواند خیر و عطا تولید کند.

کنایه بی‌برگ

کنایه از فقر، درماندگی و نداشتنِ توشه و درآمد.

تضاد امروز و فردا

تکرار و تقابل این دو واژه نشان‌دهنده‌ی تأخیرِ آزاردهنده در پرداختِ صله است.